«همگونشدگان» حتی بیش از شهروندان مسیحی از رفتن یهودیان مؤمن سود خواهند برد؛ چرا که از شر رقابتِ نگرانکننده، پیشبینیناپذیر و گریزناپذیرِ پرولتاریای یهودی
رها خواهند شد؛ پرولتاریایی که فقر و فشارهای سیاسی، آنان را از جایی به جای دیگر و از سرزمینی به سرزمین دیگر میراند. این پرولتاریای سرگردان، ساکن خواهد شد. بسیاری از شهروندان مسیحی — که ما آنان را یهودستیز مینامیم — اکنون میتوانند در برابر مهاجرت یهودیان خارجی مقاومت قاطعانهای نشان دهند. شهروندان یهودی نمیتوانند چنین کنند، هرچند این موضوع مستقیماً بر آنان تأثیر میگذارد؛ زیرا آنان بیش از هر کس دیگری، رقابت شدیدِ افرادی را حس میکنند که در شاخههای مشابهی از صنعت فعالیت دارند و علاوه بر آن، یا در جاهایی که یهودستیزی وجود ندارد آن را رواج میدهند، یا در جاهایی که وجود دارد، آن را تشدید میکنند. «همگونشدگان» این گلایه پنهانی را در قالب اقدامات «خیرخواهانه» ابراز میکنند. آنان انجمنهای مهاجرتی برای یهودیان سرگردان سازماندهی میکنند. این تصویر روی دیگری هم دارد که اگر با جان انسانها سروکار نداشت، خندهدار میبود. چرا که برخی از این نهادهای خیریه نه برای یهودیانِ تحت آزار، بلکه علیه آنان ایجاد شدهاند؛ آنها پدید آمدهاند تا این بیچارگان را هرچه سریعتر و دورتر بفرستند. و بدینسان، بسیاری از دوستانِ ظاهریِ یهودیان، پس از بررسی دقیق، چیزی جز یک یهودستیزِ یهودیتبار که در نقابِ انساندوست پنهان شده، از آب در نمیآیند.
اما تلاشهای صورتگرفته برای اسکان، حتی توسط مردانی حقیقتاً نیکخواه، هرچند تلاشهایی جالبتوجه بودند، تا به امروز ناموفق ماندهاند. گمان نمیکنم که این یا آن فرد، صرفاً به چشم سرگرمی به این موضوع پرداخته باشد، یا اینکه مهاجرت یهودیان فقیر را همچون شرطبندی بر سر اسبدوانی تلقی کرده باشند. موضوع برای چنین برخوردی، بیش از حد جدی و تراژیک بود. این تلاشها از آن جهت جالب بودند که در مقیاسی کوچک، پیشدرآمدهای عملیِ ایدهی «دولت یهود» محسوب میشدند. آنها حتی مفید هم بودند، چرا که از دلِ اشتباهاتشان میتوان تجربهای برای اجرای موفقیتآمیز این ایده در مقیاسی بزرگتر به دست آورد. البته که آنها آسیبهایی نیز به همراه داشتهاند. انتقال یهودستیزی به مناطق جدید، که پیامد اجتنابناپذیر چنین نفوذ مصنوعیای است، به نظر من کماهمیتترینِ این شرهاست. بسیار بدتر از آن، این واقعیت است که نتایج نامطلوب، تمایل به ایجاد تردید در اذهان مردان خردمند دارد. آنچه با استدلال ساده، غیرعملی یا ناممکن به نظر میرسد، این تردید را از ذهن مردان خردمند پاک خواهد کرد. آنچه در مقیاسی کوچک غیرعملی یا ناممکن است، لزوماً در مقیاسی بزرگتر نیز چنین نخواهد بود. یک بنگاه کوچک ممکن است تحت شرایطی که یک بنگاه بزرگ را سودآور میکند،