آمده بودند، برای نخستین بار هرتزل را دیدند. شمار کل نمایندگان در نخستین نشست ۱۹۷ نفر بود.
نخستین اقدام کنگره، تصویب قطعنامهای برای تشکر از سلطان ترکیه بود. سپس هرتصل برخاست و به سمت جایگاه سخنرانی رفت. او دیگر آن دکتر هرتصلِ شیکپوشِ وین نبود، دیگر آن نویسندهٔ سهلانگار، منتقد و مقالهنویس نبود. چنانکه یکی از خبرنگاران نوشت: «او زادهٔ خاندان داوود بود که از میان مردگان برخاسته، و در هالهای از افسانه، خیال و زیبایی پوشیده شده بود.» نخستین کلماتی که هرتصل بر زبان آورد این بود: «ما اینجاییم تا سنگ بنای خانهای را بگذاریم که قرار است پناهگاه ملت یهود باشد.» او تأکید کرد: «ما صهیونیستها برای حل مسئلهٔ یهود، نه به دنبال یک انجمن بینالمللی، بلکه در پی یک گفتگوی بینالمللی هستیم... ما هیچ ارتباطی با توطئه، مداخلهٔ پنهانی یا روشهای غیرمستقیم نداریم. ما میخواهیم این مسئله را تحت نظارت افکار عمومیِ آزاد قرار دهیم.»
نخستین سخنرانی او در کنگره، حاوی همان ایدههایی بود که پیشتر در سخنرانیها و مقالاتش بیان کرده بود، اما میان دیدگاههای مطرحشده در «دولت یهود» و سخنرانی ایرادشده در نخستین نشست کنگره صهیونیستی، تفاوت چشمگیری وجود داشت. سخنرانی دوم، بیانیهای عمومی و سنجیده از جانب کسی بود که میدانست نماینده دهها هزار و شاید صدها هزار پیرو است. کلمات او نه سخنان یک پیشگو، بلکه کلام یک دولتمرد بود. تأثیری که این سخنرانی بر جای گذاشت نیز تقریباً به همان اندازه عمیق بود. در همین کنگره بود که «برنامه بازل» به تصویب رسید... «صهیونیسم در پی آن است که برای مردم یهود، وطنی (یا سرزمینی) با رسمیت عمومی و تضمین قانونی در فلسطین فراهم آورد.»
دومین وظیفه مهم نخستین کنگره، ایجاد یک سازمان بود. کنگره بهعنوان «ارگان اصلی جنبش صهیونیستی» اعلام شد. مبنای حق رأی، پرداخت یک «شِکِل» بود که در آن زمان معادل بیستوپنج سنت بود. قرار شد یک کمیته اجرایی با مقر دائمی در وین تشکیل شود. هر آنچه که بعدها در صهیونیسم، چه در قالب نیروهای ایجابی و چه در قالب تضادهای درونی، پدیدار شد، در همان کنگره نخست یا آشکار بود و یا بهصورت بالقوه وجود داشت. در آنجا بحثهایی پیرامون یک بانک، یک صندوق بازخرید زمین که «صندوق ملی» نامیده میشد، ایجاد یک دانشگاه عبری، و تقابل میان صهیونیسم عملی و صهیونیسم سیاسی صورت گرفت.