ارتباط خواهیم ماند و اروپا نیز باید موجودیت ما را تضمین کند. اماکن مقدس مسیحیت با اعطای وضعیت فراسرزمینی، چنانکه در حقوق بینالملل شناختهشده است، محافظت خواهند شد. ما گارد افتخاری برای این اماکن مقدس تشکیل خواهیم داد و با جان خود، مسئولیت انجام این وظیفه را بر عهده خواهیم گرفت. این گارد افتخار، نماد بزرگ حل «مسئله یهود» پس از هجده قرن رنج یهودیان خواهد بود.
تقاضا، واسطه، تجارت
در فصل گذشته گفتم: «شرکت یهود، تجارت و بازرگانی را در سرزمین جدید سازماندهی خواهد کرد.» در اینجا چند نکته در این باره میافزایم.
طرحی همچون طرح من، اگر با مخالفت افراد «عملگرا» روبهرو شود، بهشدت به خطر میافتد. حال آنکه افراد «عملگرا» معمولاً چیزی جز کسانی نیستند که در شیارِ روزمرگی غرق شدهاند و قادر نیستند از دایرهی تنگِ ایدههای کهنه و منسوخ پا فراتر بگذارند. با اینهمه، نظر مخالف آنها وزن بسیاری دارد و میتواند آسیب قابلتوجهی به یک پروژهی نو وارد کند؛ دستکم تا زمانی که آن امرِ نو بهاندازهی کافی قدرت یابد تا افراد «عملگرا» و تصورات کپکزدهشان را به دست باد بسپارد.
در نخستین دورانِ احداث راهآهن در اروپا، برخی از افراد «عملگرا» بر این باور بودند که ساختِ خطوطِ خاصی حماقت است، «زیرا حتی مسافرِ کافی برای پُر کردنِ کالسکههای پستی وجود نداشت.» آنها متوجه این حقیقت نبودند — که اکنون برای ما بدیهی به نظر میرسد — که مسافران نیستند که راهآهن را به وجود میآورند، بلکه برعکس، این راهآهن است که مسافران را پدید میآورد؛ البته تقاضای نهفته، امری مفروض انگاشته میشود.
ناتوانی در درک اینکه چگونه میتوان در سرزمینی نو که هنوز به دست نیامده و زیر کشت نرفته، داد و ستد و تجارت ایجاد کرد، میتواند در زمرهی همان تردیدهای افراد «عملگرا» دربارهی ضرورت راهآهن طبقهبندی شود. یک فرد «عملگرا» احتمالاً نظر خود را به این صورت بیان میکند:
با پذیرش اینکه وضعیت کنونی یهودیان در بسیاری از نقاط غیرقابلتحمل است و روزبهروز وخیمتر میشود؛ با پذیرش اینکه میلی به مهاجرت وجود دارد؛ و حتی با پذیرش اینکه یهودیان به سرزمین جدید مهاجرت کنند؛ آنها چگونه در آنجا امرار معاش خواهند کرد و چه چیزی به دست خواهند آورد؟ وقتی به آنجا برسند، از چه راهی زندگی