این حال، این مشکل بهسادگی قابلحل است. هر کس میتواند زبانی را که افکارش در آن خانه دارند، حفظ کند. سوئیس گواهی قاطع بر امکانپذیری فدراسیونی از زبانهاست. ما در سرزمین جدید همان چیزی خواهیم بود که اکنون اینجا هستیم و هرگز از گرامی داشتنِ یادِ سرزمینی که از آن رانده شدهایم، با اندوه دست نخواهیم کشید.
ما استفاده از آن زبانهای حقیر و ناقص، آن زبانهای گتویی که هنوز به کار میبریم را کنار خواهیم گذاشت، چرا که اینها زبانهای پنهانیِ زندانیان بودهاند. آموزگاران ملی ما توجه شایستهای به این امر خواهند داشت؛ و زبانی که بیشترین کارایی را برای مراودات عمومی داشته باشد، بدون هیچ اجباری به عنوان زبان ملی ما برگزیده خواهد شد. اشتراک نژادی ما غریب و یگانه است، زیرا ما تنها با ایمان پدرانمان به یکدیگر پیوند خوردهایم.
حکومت دینی
آیا باید با برپایی یک حکومت دینی به پایان ببریم؟ خیر، هرگز. ایمان ما را متحد میسازد و دانش به ما آزادی میبخشد. بنابراین، ما از بروز هرگونه گرایش تئوکراتیک (دینسالارانه) از سوی روحانیت خود جلوگیری خواهیم کرد. ما روحانیان خود را همانگونه که ارتش حرفهایمان را در پادگانهایشان محدود نگاه میداریم، در محدوده معابدشان نگاه خواهیم داشت. ارتش و روحانیت، به اندازه کارکردهای ارزشمندشان، از افتخاراتی والا برخوردار خواهند شد. اما آنان نباید در اداره دولتی که به ایشان اعتبار میبخشد دخالت کنند، وگرنه دشواریهایی را در درون و بیرون برخواهند انگیخت.
هر انسانی در ایمان یا بیایمانی خود، همانقدر آزاد و بیدغدغه خواهد بود که در ملیت خویش است. و اگر پیش آید که پیروان ادیان دیگر و ملیتهای متفاوت در میان ما ساکن شوند، ما باید از آنان با احترام حمایت کرده و در برابر قانون، با ایشان رفتاری برابر داشته باشیم. ما در اروپا مدارا را آموختهایم. این سخن از سر طعنه نیست؛ چرا که یهودستیزیِ امروز را تنها در شمار اندکی از نقاط میتوان با نابردباریِ مذهبیِ کهن اشتباه گرفت. این پدیده، در بیشترِ موارد، جنبشی است در میان ملتهای متمدن که از طریق آن میکوشند تا شبحهای گذشتهی خویش را از خود برانند.
قوانین
هنگامی که ایده تشکیل یک دولت به تحقق نزدیک میشود، «انجمن یهودیان» شورایی از حقوقدانان را برای انجام کارهای مقدماتی قانونگذاری تعیین خواهد کرد. در طول دوره