از اواسط قرن نوزدهم، وضعیت مالی ترکیه در شرایطی تکاندهنده قرار داشت. امپراتوری بهشدت بد اداره میشد. سلطان به عنوان «مرد بیمار اروپا» شناخته میشد. در سال ۱۸۹۱، مجموع بدهی خارجی، با احتساب بهرههای پرداختنشده، به رقم دویست و پنجاه و سه میلیون پوند استرلینگ رسید. در سال ۱۸۸۱، بدهیها تجمیع شد. این رقم به صد و شش میلیون پوند کاهش یافت، اما امور مالی ترکیه تحت کنترل کمیتهای متشکل از نمایندگان طلبکاران قرار گرفت که برخی از انحصارات داخلی ترکیه و وصول چندین دسته از مالیاتها به آنان واگذار شده بود. این امر به قدرتهای اروپایی امکان داد تا در امور ترکیه مداخله کنند. تنها با حذف این قیمومیت خارجی بود که ترکیه میتوانست به بازپسگیری استقلال خود امیدوار باشد. هرتصل معتقد بود که یهودیان، و تنها یهودیان، میتوانند برای دستیابی به این هدف مفید باشند. او قصد داشت در ازای این خدمت، درخواست تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین را مطرح کند. هرتصل این خطمشی را تا زمانی که سرانجام نیاز به بازپرداخت بدهی ترکیه از میان رفت، دنبال کرد.
اما در این زمان، هرتزل نتوانست دیداری با سلطان داشته باشد. نولینسکی گزارش داد که چنین دیداری رد شده است، زیرا سلطان از بحث در مورد حاکمیت بر فلسطین خودداری
کرده بود. در صحت این گزارش تردیدهایی ابراز شد. حقیقت هرچه باشد، نخستین تلاش هرتزل در قسطنطنیه موفقیتآمیز نبود.
هرتزل در مسیرهایی گام برداشت که به قسطنطنیه و برلین منتهی میشد، اما اهمیت حفظ ارتباط با خیریههای یهودی را نیز از نظر دور نداشت. نامهای که برای بارون دو هیرش فرستاده شد، یک روز پس از مرگ او به دستش رسید.
هرتزل به لندن رفت، جایی که مقدمات دیدار او با رهبران یهودیان بریتانیا فراهم شده بود. او با کلود مونتهفیوری و فردریک موکات، نمایندگان «انجمن یهودیان انگلستان» ملاقات کرد. آنها همدلی چندانی نشان ندادند. هرتزل در ضیافتی که «مکابیان» برای او ترتیب داده بودند نیز توفیق چندانی نیافت. تأثیر شخصی هرتزل عمیق بود، اما هیچ نتیجه عملی حاصل نشد و او در مدتی که در انگلستان گذراند، پیشرفت چندانی نکرد. او توانست سر ساموئل مونتاگو و سرهنگ گلداسمیت را متقاعد کند که در تلاش برای ایجاد یک دولت دستنشانده یهودی تحت حاکمیت ترکیه با او همکاری کنند، مشروط بر اینکه قدرتهای جهانی موافقت کنند؛ به شرطی که «صندوق بارون دو هیرش» مبلغ ۱۰ میلیون پوند برای این طرح در اختیار او بگذارد؛ و بارون ادموند دو روتشیلد به عضویت کمیته اجرایی «انجمن یهودیان» پیشنهادی درآید. این شرایط در آن زمان خیالی بود و هرتزل نتوانست آنها را برآورده کند.