سپس ناگهان توفان بر سرش آوار میشود. ابرها کنار میروند. رعد میغرد. آذرخش در پیرامونش میجهد. هزاران دریافت همزمان بر او هجوم میآورند؛ دیدگانی عظیم. او نمیتواند بیندیشد؛ قادر به حرکت نیست؛ تنها میتواند بنویسد؛ نفسزنان، بیتأمل، ناتوان از مهار خویش یا بهکارگیری قوای نقادانهاش، مبادا که سد راه این فوران شود، افکارش را بر تکهکاغذها مینگارد—در حال راه رفتن، ایستادن، دراز کشیدن، در خیابان، پشت میز، در دل شب—گویی تحت فرمانی بیوقفه است. آبشار افکار چنان خروشان از درونش میگذشت که گمان میبرد عقل از سرش پریده است. او نبود که ایده را میپروراند. ایده بود که او را میپروراند. اگر این تجربه از آغاز تا انجام، چنین آکنده از خرد نبود، بیشک توهمی بیش نمیبود.
«عنوان جادویی» نه تنها علاقه گستردهای را در میان روشنفکران آن روزگار برانگیخت، بلکه یهودیان را از گتوها بیرون کشید و آنان را نسبت به اصالت و سرنوشتشان آگاه ساخت. این عنوان به آنان این احساس را داد که جهانی وجود دارد که ممکن است بتوان آن را با آرمانشان همراه کرد؛ آرمانی که تا آن زمان هرگز با بیگانگان در میان گذاشته نشده بود. از طریق هرتسل، به یهودیان آموخته شد که از پیامدهای یک جنبش بینالمللی برای مطالبه آزادی ملی خود نهراسند. پس از آن، با دستیابی به آزادی، قرار شد که از کنگره صهیونیستی، صندوقهای ملی، مدارس ملی، پرچم، سرود ملی و رهایی سرزمینشان سخن بگویند. روح آنان آزاد شد و در اندیشه، دیگر در گتوها زندگی نمیکردند. هرتسل به آنان آموخت که در گوشهها پنهان نشوند. او در نخستین کنگره گفت: «ما هیچ کاری با توطئه، مداخله پنهانی یا روشهای غیرمستقیم نداریم. ما میخواهیم این مسئله را به میدان بیاوریم و تحت نظارت افکار عمومی آزاد قرار دهیم.» یهودیان میبایست عوامل فعال در رهایی خود باشند و اگر چنین میخواستند، آنچه در «دولت یهود» توصیف شده بود، نه یک رویا، بلکه به واقعیت بدل میگشت.
آغاز رنسانس یهودی چندین دهه پیش از ظهور «دولت یهود» رخ داده بود. در تمامی بخشهای جامعه یهودیان روسیه و تا هر کجا که یهودیان به میراث عبری خود چنگ زده بودند، زندگی صهیونیستی فعالی در جریان بود. زبان عبریِ احیاشده به تأثیری فراگیر بدل میشد. دهها مدرسه و آکادمی عبری وجود داشت. نشریات عبری با کیفیت عالی، از تیراژ گستردهای برخوردار بودند. از زمان پوگرومهای ۱۸۸۱، ایدههای پینسکر، اسمولنسکین و گوردون با علاقه فراوان و درک عمیق مورد بحث قرار میگرفت. انجمنهای صهیونیستی بسیاری در روسیه، لهستان، رومانی، گالیسیا و حتی ایالات متحده وجود داشت. هرتصل در «دولت یهود» به زبانِ دولت یهود اشاره میکند و از کنار زبان عبری به عنوان پدیدهای که اهمیت چندانی ندارد، میگذرد. او نظر تحقیرآمیزتری نسبت