نمیگیریم، و حضور ما در آنجا باعث بروز آزار و اذیت میشود. این وضعیت در هر کشوری صادق است و حتی در کشورهای بسیار متمدن — برای مثال فرانسه — تا زمانی که مسئله یهود بر مبنایی سیاسی حل نشود، به همین منوال باقی خواهد ماند. یهودیانِ نگونبخت اکنون در حال بردن بذر یهودستیزی به انگلستان هستند؛ آنها پیشتر آن را به آمریکا نیز وارد کردهاند.
من بر این باورم که یهودستیزی را درک میکنم؛ پدیدهای که در واقع جنبشی بسیار پیچیده است. من از دیدگاهی یهودی، اما بدون ترس یا نفرت، به آن مینگرم. گمان میکنم میتوانم دریابم که چه عناصری از هرزگیِ تفننی، حسادتهای تجاریِ پیشپاافتاده، تعصبات موروثی، نابردباری مذهبی و همچنین دفاع از خودِ ساختگی در آن نهفته است. به عقیده من، مسئله یهود بیش از آنکه مسئلهای اجتماعی یا مذهبی باشد، مسئلهای ملی است؛ هرچند که گاهی این اشکال و اشکال دیگری را به خود میگیرد. این یک مسئله ملی است که تنها با تبدیل شدن به یک مسئله سیاسیِ جهانی، که توسط ملتهای متمدن جهان در شورایی مورد بحث و حلوفصل قرار گیرد، قابل حل خواهد بود.
ما یک ملت هستیم—یک ملت واحد.
ما صادقانه در همه جا کوشیدهایم که خود را در زندگی اجتماعی جوامع پیرامون ادغام کنیم و ایمان پدرانمان را حفظ نماییم. به ما اجازه چنین کاری داده نمیشود. بیهوده است که میهنپرستانی وفاداریم، وفاداریای که در برخی جاها به افراط میگراید؛ بیهوده است که همان فداکاریهای جانی و مالی هموطنانمان را انجام میدهیم؛ بیهوده است که برای افزایش شهرت سرزمین مادریمان در علم و هنر، یا ثروت آن از طریق تجارت و بازرگانی تلاش میکنیم. در کشورهایی که قرنهاست در آنها زیستهایم، همچنان به عنوان بیگانه طرد میشویم، و اغلب توسط کسانی که نیاکانشان هنوز در سرزمینی که یهودیان در آن رنج کشیده بودند، سکنی نگزیده بودند. اکثریت ممکن است تصمیم بگیرند که چه کسانی بیگانه هستند؛ زیرا این، همانند هر نکتهای که در روابط میان ملتها پیش میآید، مسئله قدرت است. من با بیان این مطلب تنها به نام خود به عنوان یک فرد، ذرهای از حق مسلممان را واگذار نمیکنم. در جهانی که اکنون هست و احتمالاً تا مدتی نامعلوم چنین خواهد ماند، قدرت بر حق مقدم است. بنابراین، برای ما بیفایده است که میهنپرستانی وفادار باشیم، همانطور که هوگنوها بودند که مجبور به مهاجرت شدند. کاش فقط ما را به حال خود میگذاشتند....
اما گمان نمیکنم که ما را به حال خود بگذارند.