CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic

Theodor Herzl presents the Jewish question as an international problem requiring a political solution. He argues for the establishment of an independent Jewish state as a means to achieve self-liberation and normalize the condition of the Jewish people.

Page 8 of 122
Table of Contents

مقدمه

هنگامی که هرتزل برای نخستین بار در صحنه سیاسی ظاهر شد، به درباریان و دولتمردان، شاهزادگان و پادشاهان می‌اندیشید. او دریافت که نمی‌توان به صداقت یا ثبات آن‌ها تکیه کرد. آنان در محاصره‌ی افراد محبوب و مزدوران بودند. مسئولیت‌های عظیمی بر دوششان سنگینی می‌کرد، اما گویی در قبال این مسئولیت‌ها همچون قماربازان یا آماتورها رفتار می‌کردند. هرتزل به‌زودی دریافت که این‌ها نی‌های سستی هستند که زیر کوچک‌ترین فشار درهم می‌شکنند. او بر آن شد تا به مردم یهود اعتماد کند، که تنها منبع واقعی قدرت برای تحقق رستگاری بودند. اعتماد به نفس، به آنان قدرت می‌داد تا دیوارهای زندانشان را درهم بشکنند. جمهوری اشرافی او می‌بایست به یک جنبش دموکراتیک بدل می‌شد. تنها در «دولت یهود» است که به جنبشی بر پایه یهودیانی اشاره می‌یابید که یک «برنامه ثابت» را تأیید می‌کنند و سپس تحت «انضباط» رهبری، به عضویت درمی‌آیند. هنگامی که هرتزل با نخستین کنگره روبرو شد، دریافت که این تلقی از صهیونیسم با ماهیت و منش مردم یهود بیگانه است. «شکل» (سکه صهیونیستی) ثبت‌کننده‌ی یک نام بود. این امر راه را برای ارتقای جایگاه فرد در امور صهیونیستی هموار کرد؛ نخست به عنوان عضوی از یک ارتش دموکراتیک که «خواستار» تحقق [آرمان] بود، و سپس با سکونت در فلسطین، به عنوان دست‌هایی که میهن را بنا نهادند.

جنبش صهیونیسم، آراسته به زره دموکراسی، آرمان خودرهایی پینسکر را در روح هرتسل زنده کرد. هرتسل در چندین کنگره و در مقالات خود در نشریه «دی ولت» نشان داد که چگونه آن ایده به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی او بدل شده است، هرچند نخستین اندیشه‌هایش در مسیری کاملاً متفاوت سیر می‌کرد.

اما تحلیل او از یهودستیزی و چگونگی برخورد با این معضل، امروز پس از هیتلر، همان‌قدر درست است که آن زمان پس از دریفوس بود. این همان مکاشفه‌ی اصیلی بود که در واپسین روزهای عمرش در ذهنش نقش بسته بود. بی‌خانمانی قوم یهود باید به پایان برسد. این فاجعه، یک مسئله‌ی جهانی است. این مسئله باید توسط سیاست‌مداران جهان و با همکاری قوم یهودِ از خواب بیدار شده حل شود. این مسئله باید با تأسیس یک دولت آزاد یهودی در سرزمین تاریخی‌شان حل گردد. هرتصل در کنگره‌ی اوگاندا، هنگامی که با صهیونیست‌های معترض روس روبه‌رو شد، با آنان سخنان تسلی‌بخش گفت و نسبت به وفاداری‌اش به صهیون به آنان اطمینان داد، هم‌ذات‌پنداری کامل خود را با سرنوشت قوم خویش آشکار ساخت. او چند ماه بعد درگذشت.

«دولت یهود» از نظر هرتسل یک اثر ادبی محسوب نمی‌شد. این یک سند سیاسی بود. قرار بود مقدمه‌ای برای کنش سیاسی باشد. قرار بود به تغییر نگرش رهبران در زندگی سیاسی بینجامد. قرار بود مبلّغانی را برای ایدهٔ دولت یهود جذب کند.

8