CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic

Theodor Herzl presents the Jewish question as an international problem requiring a political solution. He argues for the establishment of an independent Jewish state as a means to achieve self-liberation and normalize the condition of the Jewish people.

Page 18 of 122
Table of Contents

تئودور هرتصل

است که آنان را در کنار هم نگه می‌دارد. همه مردمان تحقیرشده، ویژگی‌های یهودی دارند و به محض آنکه فشار برداشته شود، همچون انسان‌های رهاشده واکنش نشان می‌دهند.»

اوجِ تعالیِ درونی برای هرتسل بیش از پیش نزدیک می‌شد. در اکتبر ۱۸۹۴، هرتسل در آتلیه‌ی مجسمه‌ساز، ساموئل فریدریش بِئر، حضور داشت که مشغول ساخت نیم‌تنه‌ای از او بود. گفتگو به مسئله‌ی یهود و رشد جنبش یهودستیزانه در وین، زادگاه هر دوی آن‌ها،

کشیده شد. هرتسل گفت که برای یهودی، هنرمند شدن و بریدن از پول، بی‌فایده است. «این لکه باقی می‌ماند. ما نمی‌توانیم از گتو رها شویم.» هیجانی بزرگ هرتسل را فرا گرفت؛ او آتلیه را ترک کرد و در راه بازگشت به خانه، الهام همچون ضربه‌ی پتکی بر او فرود آمد. آن چه بود؟ طرح کامل یک نمایشنامه، «همچون تخته‌سنگی از بازالت.»

با این نمایشنامه، هرتصل بازگشت درونی خود را به سوی مردمش تکمیل کرد. تا آن زمان، با وجود تمام دلبستگی عاطفی‌اش به این مسئله، او همچون ناظری بیرونی، پژوهشگری، تبیین‌گری و یا حتی مدافعی در حاشیه ایستاده بود. او پیش‌زمینه‌ای تاریخی-جهانی برای این معضل فراهم آورده، آن را تشخیص داده و پیش‌بینی‌هایی برای آینده‌اش ارائه کرده بود. اکنون اما، او در آن غرق شده و با آن یکی شده بود.

او سخنگو و وکیل مدافع آن شده بود، همان‌طور که سخنگو و وکیل مدافع دیگر قربانیان بی‌عدالتی بود. تصادفی نبود که قهرمان نمایش‌نامه، هم از نظر حرفه‌ای و هم از سر ذوق، وکیل بود. چرا که آن قهرمان، خودِ هرتصل بود و دگرگونی‌ای که در دکتر یاکوب ساموئل رخ می‌داد، همان دگرگونی‌ای بود که در تئودور هرتصل در حال وقوع بود.

او کاملاً متعلق به یهودیان است؛ او برای آن‌ها می‌جنگد و در دم مرگ نیز خود را همچنان مبارزی برای آیندهٔ آنان می‌بیند. اینکه یعقوب ساموئل در واپسین لحظات عمرش چه آینده‌ای را برای یهودیان پیش‌بینی می‌کرد، همچنان نامشخص ماند. به نظر می‌رسد که خود هرتزل نیز همچنان باور داشت که تعمیق تفاهم متقابل میان یهودیان و غیریهودیان ممکن است راه‌حل را به ارمغان بیاورد.

اما هرتزل تا آن زمان چنان راه دوری را پیموده بود که دیگر نمی‌توانست «آشتی» از طریق تسلیم شدن به غسل تعمید را در ذهن داشته باشد. در واقع، این نمایشنامه بر عنصر عزت‌نفس به عنوان نخستین پیش‌شرط در روابط انسانی تأکید می‌ورزد. مادرِ زیرک در نمایشنامه به پسرش می‌گوید: «اگر به خودت وفادار نباشی، نباید گله کنی که دیگران هم به تو وفادار نباشند.» این همچون وزش بادی تازه بود که ناگهان در فضای خفقان‌آور اتاقی بی‌نور می‌پیچید. این نگرشی نو بود: غروری شریف!

18