منطقهٔ «هسن» در آلمان و برخی از استانهای روسیه—در واقع کانونهای اصلی یهودستیزی هستند.
اصلاحطلبان جهان، که یهودیان را به شخمزنی میفرستند، شخص بسیار مهمی را فراموش کردهاند که در این باره حرفهای زیادی برای گفتن دارد. این شخص، کشاورز است و کشاورز نیز کاملاً حق دارد. زیرا مالیات بر زمین، مخاطرات مربوط به محصولات کشاورزی، فشار مالکان بزرگ که نیروی کار را ارزان میکنند، و بهویژه رقابت آمریکایی، دستبهدست هم میدهند تا زندگی را برای او بهاندازه کافی دشوار کنند. بهعلاوه، تعرفههای گندم نمیتواند تا بینهایت افزایش یابد. همچنین نمیتوان اجازه داد که تولیدکننده گرسنگی بکشد؛ در واقع، نفوذ سیاسی او رو به افزایش است و بنابراین باید با ملاحظات بیشتری با او رفتار شود.
همهٔ این دشواریها بهخوبی شناختهشدهاند، ازاینرو تنها بهاجمال به آنها اشاره میکنم. صرفاً میخواستم بهروشنی نشان دهم که تلاشهای گذشته — که اکثرشان با حسن نیت انجام شده بود — برای حل «مسئلهٔ یهود» تا چه حد بیهوده بوده است. نه انحرافِ مسیر و نه پایین آوردنِ مصنوعیِ سطحِ فکریِ پرولتاریای ما، بر این دشواری غلبه نخواهد کرد. به آن راهکارِ بهاصطلاح خطاناپذیرِ «همگونسازی» نیز پیشتر پرداخته شده است.
ما نمیتوانیم با هیچیک از این روشها بر یهودستیزی غلبه کنیم. تا زمانی که علل آن از میان نرود، این پدیده نمیتواند از بین برود. آیا این علل قابل رفع هستند؟
علل یهودستیزی
ما دیگر به آن عللی که ناشی از خلقوخو، پیشداوری و کوتهنظری است نمیپردازیم، بلکه در اینجا خود را تنها به علل سیاسی و اقتصادی محدود میکنیم. یهودستیزی مدرن را نباید با آزار و اذیت مذهبی یهودیان در اعصار گذشته یکی دانست. این پدیده گاه در برخی کشورها رنگوبوی مذهبی به خود میگیرد، اما جریان اصلی این جنبش تهاجمی اکنون تغییر یافته است. در کشورهای عمدهای که یهودستیزی در آنها رواج دارد، این امر نتیجهی رهایی یهودیان است. هنگامی که ملتهای متمدن به غیرانسانی بودن قوانین تبعیضآمیز پی بردند و به ما حقوق شهروندی اعطا کردند، این اعطای حقوق بسیار دیر بود. دیگر امکان آن نبود که ناتوانیهای ما در موطن قدیمیمان برطرف شود؛ زیرا ما، به شکلی عجیب، در دوران حضور در «گتو» به مردمی بورژوا بدل شده بودیم و تنها زمانی از آن پا بیرون گذاشتیم که وارد رقابتی شدید با طبقات متوسط شویم. از این رو،