که صدراعظم و وزیر امور خارجه با قیصر همنظر نیستند و جرئت ندارند آن را آشکارا بیان کنند؛ یا از سوی دیگر، ممکن بود که نظر مساعدی داشته باشند اما مایل نباشند آن را به او بگویند.
سرانجام هرتزل در قسطنطنیه با قیصر دیدار کرد. پس از آنکه هرتزل موضوع دیدارش را مطرح کرد، قیصر سخن او را قطع کرد و توضیح داد که چرا جنبش صهیونیسم برایش جذابیت دارد.
«در میان مردم شما»، قیصر گفت، «عناصری وجود دارند که انتقالشان به فلسطین کار خوبی خواهد بود.»
او از هرتصل خواست تا متنی را که قصد داشت در اورشلیم به او ارائه دهد، از پیش تقدیم کند. هنگامی که از او پرسیده شد که قیصر باید چه چیزی را به عنوان چکیدهٔ پیشنهادهای یهودیان در برابر سلطان قرار دهد، هرتصل پاسخ داد: «یک شرکت صاحبامتیاز تحت حمایت آلمان.»
هرتزل طبق قرار قبلی، در فلسطین با قیصر دیدار کرد. هرتزل در ۶ اکتبر ۱۸۹۸ به یافا رسید. صبح روز جمعه، او در جادهای که از کنار شهرک «میکوه اسرائیل» میگذشت، منتظر آمدن قیصر و همراهانش ماند. قیصر از دور او را شناخت. او چند کلمهای درباره آبوهوا، کمبود آب در فلسطین و اینکه این سرزمین آیندهای در پیش دارد، سخن گفت.
در دادخواستی که هرتسل بعدها به قیصر تقدیم کرد، بسیاری از بخشهای پرمحتوا توسط مشاوران قیصر حذف شده بود. تمام بخشهایی که بهطور مشخص به اهداف جنبش صهیونیستی، نیاز مبرم قوم یهود، و درخواست از قیصر برای حمایت از یک شرکت پیشنهادی اراضی یهودی برای سوریه و فلسطین اشاره داشت، برداشته شده بود. دیدار با قیصر در روز دوشنبه، دوم نوامبر انجام شد. قیصر از هرتسل بابت سخنرانیاش تشکر کرد و گفت که آن مطالب برایش بسیار جالب بوده است. نظر قیصر این بود که خاک آن سرزمین قابلکشت است. آنچه آن سرزمین کم داشت، آب و سایه بود.
«ما میتوانیم آن را تأمین کنیم،» هرتصل گفت. «هزینهاش میلیاردها خواهد بود، اما میلیاردها هم سود خواهد داشت.»
«خب، تو قطعاً پول کافی داری، بیشتر از همهی ما،» قیصر گفت.
مصاحبهای کوتاه بود. مبهم بود و به نظر میرسید به هیچ جا نمیرسد. هرتزل این تصور را داشت که میان مصاحبه در قسطنطنیه و شرفیابی در اورشلیم، اعمال نفوذهایی صورت