اعتبار است. بنابراین، بانکِ در شرف تأسیس میتواند با اعطای اعتبارات مورد نیاز به مهاجران کار خود را آغاز کند؛ سپس به ابزاری برای جذب یهودیان گسترش یابد و اعتبارات لازم برای حملونقل، کشاورزی، تجارت و ساختوساز را فراهم آورد.»
مقر بانک قرار بود لندن باشد. قرار بر این بود که دو میلیارد سهم، هر کدام به ارزش یک پوند، منتشر شود. بانک باید توسط افرادی اداره میشد که با امور بانکی آشنا بودند، اما جنبش در جایگاهی قرار میگرفت که بتواند سیاستهای آن را کنترل کند. امیدهای هرتصل هفته به هفته افزایش مییافت. هرچه او به موقعیت عملی نزدیکتر میشد، اعتمادش به همکاری ثروتمندان کمتر و کمتر میشد. در بحثهای مقدماتی، اختلافاتی بر سر دامنه فعالیت بانک بروز کرد. در پیشنویس اولیه اساسنامه، تنها «شرق» به عنوان حوزه فعالیت بانک ذکر شده بود. مناخم اوسیشکین اصرار داشت که عبارت «سوریه و فلسطین» جایگزین آن شود. پس از بحثهای بسیار، پیشنهادهای مربوط به تشکیل بانک به دومین کنگره صهیونیستی ارائه شد و اساسنامه، با اصلاحات انجامشده، با اکثریت آرا به تصویب رسید.
هرتصل به ایدهای که هنگام اندیشیدن به «دولت یهود» به عنوان یک جزوه به ذهنش رسیده بود، چنگ زد؛ اینکه شاید برای او بهتر باشد رمانی بنویسد. انگیزه نوشتن چنین رمانی پس از سفرش به فلسطین، غیرقابلمقاومت شد. قرار بود نام آن «آلتنویلند» (سرزمین کهن، سرزمین نوین) باشد. او نگارش آن را در سال ۱۸۹۹ آغاز کرد. این اثر در آوریل ۱۹۰۲ به پایان رسید و شش ماه بعد منتشر شد. شگفتانگیز است که او توانست در حالی که درگیر فعالیتهای سیاسی گوناگون در قسطنطنیه، لندن و برلین بود و در عین حال میبایست با بسیاری از مشکلات داخلی دردسرساز صهیونیستی دستوپنج نرم کند، چنین رمانی را بنویسد.
«آلتنویلند» رمانی هدفمند بود. این کتاب فلسطینِ آیندهای نزدیک را توصیف میکرد که قرار بود از طریق جنبش صهیونیستی شکل بگیرد. این اثر، ضعفهای هر رمان تبلیغاتی را داشت. کل کار، حالوهوایی خشک و رسمی دارد و بهجای روایت داستانی، به شکل صحنهپردازی پیش میرود. هر تیپ شخصیتی، دیدگاه خاص خود را دارد. بیشتر شخصیتها، پرترههایی از چهرههای واقعی هستند. هدف او، جاودانه کردن دوستان و مخالفانش بود.
«سرزمین کهن، سرزمین نوین» داستان یهودیای را روایت میکند که در سال ۱۸۹۸ از فلسطین بازدید میکند و سپس در سال ۱۹۲۳ دوباره بازمیگردد و میبیند که سرزمین