برداشتهای او از گتوی رم: «چه بخار غلیظی در هواست، چه خیابانی! درهای بیشمار و پنجرههای گشوده، مملو از چهرههای رنگپریده و فرسودهی بیشمار. گتو! این
بیچارگان تنها به جرم وفاداری به دینشان، با چه نفرت پست و پایداری مورد آزار قرار گرفتهاند. ما از آن دوران راه درازی را پیمودهایم: امروزه یهودی تنها به خاطر داشتن بینی عقابی، یا به خاطر پلوتوکرات بودن حتی زمانی که در فقر مطلق به سر میبرد، مورد تحقیر قرار میگیرد.» این سطور سرشار از ترحم و تلخی است، اما توسط تماشاگری بیطرف نوشته شده است. او نمیدانست که حتی در همین احساس دوری از جهانی که برایش نه واقعیتِ زنده، بلکه حماقت به ارمغان میآورد، چه اندازه از «یهودی» بودن در وجودش نهفته است.
تا سال ۱۸۹۲، هرتصل بهعنوان نمایشنامهنویس و روزنامهنگار به موفقیتهای چشمگیری دست یافته بود؛ نمایشنامههای او در صحنهی تئاتر اصلی وین به اجرا درآمده بودند و دستآخر، با انتصابش به عضویت تحریریهی نویه فرایه پرسه، یکی از برجستهترین روزنامههای قاره، کارش به اوج رسید.
اوایل اکتبر تلگرافی از نویه فرای پرسه دریافت کرد که در آن پرسیده شده بود آیا حاضر است سمت خبرنگار پاریس را بپذیرد یا خیر. او بیدرنگ پاسخ مثبت داد و در پایان همان ماه راهی پایتخت فرانسه شد. او برای والدینش نوشت: «موقعیت خبرنگاری پاریس سکوی پرتابی به سوی کارهای بزرگ است و من به آنها دست خواهم یافت، برای شادی فراوان شما، والدین عزیز و محبوبم.»
هرتزل در مقایسه با الگوها و پیشینیان بزرگ خود، با موفقیت سربلند بیرون آمد. گزارشها و مقالات او، هم از نظر سبک و هم از نظر محتوا، شاهکارهایی در نوع خود بودند. او با مهارتی در حد یک فُیِتوننویسِ تمامعیار به سراغ کارش آمد؛ سبک نگارش او صیقلخورده و آهنگین بود؛ او از توانایی فوقالعادهای در توصیف مناظر طبیعی با چند ضربقلمِ ظریف و روشن، و نیز در القای حالوهوا -بهجای بازنماییِ صرفِ آن- با کمترین واژگان برخوردار بود. همهچیز در جای خود بود: پسزمینه، حالوهوا و پیشبرد کنش در توازنی تجسمیافته. تنها اکنون بود که فرصتی بزرگ او را به والاترین تلاش برانگیخت تا تمام آموزههای سالهای کارآموزیاش، کمالی چندجانبه را برایش رقم بزند.
او با جدیت و پشتکار خود را وقف حرفه روزنامهنگاری کرد. او با دقتی موشکافانه همه آنچه را که در پیرامونش میگذشت زیر نظر داشت و با گوشهایی تیز شنوا بود. اما هنوز لحظه آشکار شدن رسالتی که در درون داشت فرا نرسیده بود. او در مسیر بود؛ روند آمادهسازی آغاز شده بود.