پرورش داد. همچنین، این کنگره مردانی با سرگرمیهای خاص خود پدید آورد. «صندوق ملی یهود» و «دانشگاه عبری» سرگرمی دکتر هرمان شاپیرو بود. استعمار در قبرس سرگرمی دیویس تریچ بود که صحنههای بسیاری را در تالار کنگره رقم زد. دکتر حییم وایزمن نه تنها رهبر جناح دموکرات بود و بارها با هرتزل سر شاخ شد، بلکه زمان و اندیشه بسیاری را وقف ایده دانشگاه عبری کرد.
شیوهی کار کنگره، که بر اساس الگوهای قارهای شکل گرفته بود، بهتدریج تدوین و تثبیت شد و بسیاری از نمایندگان در هنر جدلهای آییننامهای خبره بودند. زبان مورد استفاده در کنگرهها در دوران حیات هرتصل، آلمانی بود، اما بهتدریج استفادهی ناقص صهیونیستهای اروپای شرقی از زبان آلمانی، منجر به پیدایش چیزی شد که «آلمانیِ کنگرهای» نامیده میشد. این، گونهای از زبان آلمانی بود که استفاده از آن آسان بود، چرا که رعایت دستور زبان و تلفظ در آن الزامی نبود.
هرتزل در طول برگزاری کنگرهها، همواره نقش رهبر و میانجی را حفظ کرد. رفتار او بزرگمنشانه بود و هرگز وقار خود را از دست نمیداد. او قادر به پاسخهای تند و تیز
بود، اما همواره به خاطر داشت که وظیفهی والای او حفظ تعادل و جستجوی سازش، به جای ایجاد تفرقه و شکاف عمیق است. او این مهارت را به شکلی بسیار چشمگیر بر روی جایگاه سخنرانی پرورش داد. حضورهای او نمایشی و تأثیرگذار بود. مداخلههایش توجهها را به خود جلب میکرد. آن مردِ پشت میز تحریر، به یکی از تواناترین افراد در فنون پارلمانی بدل شد. پس از برخی از کنگرهها، او ناچار میشد برای استراحت به یک آسایشگاه برود، چرا که قوایش تحلیل میرفت و موجب عود کردن عارضهی قلبیاش میشد. در چندین نوبت، دوستان نزدیکش برای جان او بیمناک شدند. اما پس از چند هفته استراحت، او معمولاً قویتر از پیش و با عزمی راسختر برای پیگیری مسیر خود، فارغ از پیامدهایی که برای شخص خودش داشت، بازمیگشت.
در این مقطع، اشاره به زندگی خانوادگی او حائز اهمیت است. او در ۲۵ ژوئیه ۱۸۸۹ با ژولی ناشاور ازدواج کرده بود. ژولی فرزند والدینی ثروتمند بود و در حلقهای اجتماعی و متعارف پرورش یافته بود. زمانی که او با هرتسل ازدواج کرد، هرتسل نویسندهای جوان و در حال پیشرفت بود که در میان اطرافیان ژولی، بسیار مورد احترام بود. او جذاب بود، رفتاری اشرافی داشت، خوشمشرب بود و تمام ویژگیهای لازم برای یک همسر متعارف برای زنی متعارف را دارا بود.
اما هرتزل با چنان پویاییِ عظیمی خود را وقف امور صهیونیستی کرد و چنان غرق در اندیشهای شد که زاییده تفکر خودش بود، که پس از آنکه مسائل یهودیان را به عنوان