هرتصل پس از بازگشت به وین، این یادداشت را در دفتر خاطراتش نوشت: «اگر بخواهم کنگره بازل را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم: در بازل، من دولت یهود را خلق کردم. اگر این را بلند بگویم، با خنده همگانی روبهرو خواهم شد. اما شاید پنج سال دیگر، و در هر صورت قطعاً پنجاه سال دیگر، همه آن را درک خواهند کرد. دولت به عنوان یک جوهره در ارادهی یک ملت برای داشتن دولت وجود دارد، آری، حتی در ارادهی یک فرد قدرتمند... قلمرو تنها بستر عینی است و خودِ دولت، با قلمرویی در زیر پای آن، همچنان ماهیتی انتزاعی دارد... در بازل، من آن انتزاعی را خلق کردم که به همین شکل، برای اکثریت قریب به اتفاق مردم نامرئی است.»
هر آنچه هرتزل در عرصه سیاسی انجام داد—گفتگوهایش در قسطنطنیه، دیدارش با دوک بزرگ بادن پیش از برگزاری نخستین کنگره—همه به عنوان نویسنده یک جزوه سیاسی صورت گرفته بود. او اکنون به این واقعیت آگاه بود که فراخوانده شده تا به عنوان رئیس سازمان جهانی صهیونیسم عمل کند. مرزبندی میان جنبش و رهبر آن دشوار بود. هرتزل اصرار داشت که رهبری او در این جنبش امری غیرشخصی است و اکنون هدایت
آن به ابزارهایش—یعنی کنگره و کمیته اجرایی—سپرده شده است. اما او از تمام اقتدار یک رهبر پذیرفتهشده برخوردار بود.
تحول برداشت هرتزل از مسئله یهود از زمانی که شاهد تحقیر دریفوس بود، از طریق مطالعه مقالاتی که او پس از نخستین کنگره نوشت، قابل ارزیابی است. خود او کاملاً از این دگرگونی آگاه بود. او مردم یهود را رودررو دیده بود. او گفت: «برادران دوباره یکدیگر را یافتهاند.» او با قدردانی فراوان از ویژگیهای نمایندگان روس نوشت. وی گفت: «آنها از آن وحدت درونی برخوردارند که در میان غربیها از میان رفته است. آنها بدون آنکه ذرهای تنگنظری و تعصب ملی از خود نشان دهند، غرق در احساسات ملی یهودی هستند. آنها از اندیشه همگونسازی رنج نمیبرند. آنها در ملتهای دیگر حل نمیشوند، بلکه میکوشند تا بهترینها را از دیگر مردمان بیاموزند. بدینسان، آنها موفق میشوند که سربلند و اصیل باقی بمانند. با نگریستن به آنها، دریافتیم که نیاکانمان قدرت ایستادگی در تلخترین دورانها را از کجا به دست میآوردند.»
بلافاصله پس از نخستین کنگره، هرتصل با دومین وظیفه خود، یعنی ایجاد بانک استعماری یهود، دستوپنج نرم کرد. او در نوامبر ۱۸۹۸ درباره این بانک در نشریه دی ولت نوشت: «وظیفه بانک استعماری، حذف نوعدوستی [خیریه] است. شهرکنشینی که با کار خود بر ارزش زمین میافزاید، بیش از یک هدیه سزاوار است. او مستحق دریافت