CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic

Theodor Herzl presents the Jewish question as an international problem requiring a political solution. He argues for the establishment of an independent Jewish state as a means to achieve self-liberation and normalize the condition of the Jewish people.

Page 20 of 122
Table of Contents

تئودور هرتصل

عمیق در قلب مردم دارد؛ چنان عمیق که امید به محو آن در آینده‌ای قابل پیش‌بینی، ناممکن است. دقیقاً به این دلیل که او نسبت به شرافت خود به عنوان یک یهودی بسیار حساس بود، دقیقاً به این دلیل که در گتوی جدید، آرمان آشتی انسانی را اعلام کرده و تصمیم نهایی را برای ایستادگی بر یهودیت خود گرفته بود، آن منظره‌ی هولناکِ صبح زمستانی باید او را تا اعماق وجودش تکان داده باشد. گویی زمین از زیر پایش خالی شده بود. از این منظر بود که هرتسل بعدها توانست بگوید ماجرای دریفوس او را به یک صهیونیست تبدیل کرد.

او در اطراف خود، پرتوِ هر دم سوزان‌ترِ یهودستیزیِ شعله‌وری را می‌دید. در مجلس نمایندگان فرانسه، «دنی»، نماینده مجلس، درباره نفوذ یهودیان در دستگاه سیاسی کشور پرسش‌نامه‌ای مطرح کرد. در وین، یکی از نمایندگان یهودی رایشس‌تاگ برای سخنرانی برخاست و با هو کردنِ حضار از جایگاه به زیر کشیده شد. در دوم آوریل ۱۸۹۵، انتخابات شهرداری‌های وین برگزار شد و شمار اعضای یهودستیزِ شورای شهر به شکلی چشمگیر افزایش یافت. طرح‌های گوناگون با تلاطم در ذهنش می‌گذشت. او می‌خواست کتابی با عنوان «وضعیت یهودیان» بنویسد که شامل گزارش‌هایی از تمام پروژه‌های مهمِ اسکان یهودیان در روسیه، گالیسیا، مجارستان، بوهم، شرق و همچنین پروژه‌هایی باشد که به‌تازگی در فلسطین پایه‌گذاری شده بودند و او از طریق یکی از بستگانش درباره آن‌ها شنیده بود. آلفونس دوده، نویسنده نامدار فرانسوی که هرتصل با او درباره تمام این مسائل گفتگو کرده بود، معتقد بود که هرتصل باید رمانی بنویسد؛ چرا که تأثیر آن از یک نمایشنامه بیشتر خواهد بود. «به کلبه عمو تام نگاه کن.»

او به طرح پیشین خود برای نوشتن رمانی یهودی بازگشت؛ طرحی که پس از فراخوانده شدن برای مأموریتش در نشریه نویه فرایه پرسه در پاریس، آن را رها کرده بود. دوستش کانا، که خودکشی کرده بود، دیگر قرار نبود شخصیت محوری باشد. در عوض، او قرار بود «آن یکیِ ضعیف‌تر، دوستِ محبوبِ قهرمان» باشد و پس از مجموعه‌ای از بدبیاری‌ها، در حالی که سرزمین موعود در حال کشف یا بهتر بگوییم در حال تأسیس بود، به زندگی خود پایان دهد. هنگامی که قهرمان داستان در کشتی‌ای که او را به سوی سرزمین موعود می‌برد، نامه وداع تأثربرانگیز دوستش را دریافت می‌کرد، نخستین واکنش او پس از وحشت، خشم می‌بود: «احمق! نادان! ضعیفِ بیچاره‌ی ناامید! حیاتی که متعلق به ما بود، از دست رفت!»

ما می‌توانیم پیدایش اندیشه صهیونیستی را ببینیم. خطوط کلی آن هنوز نامشخص است، اما ایده تعیین‌کننده به‌وضوح پیداست؛ تنها از طریق مهاجرت است که می‌توان به این نوع انسان سرافراز فرصت ظهور داد. در گتوی جدید، یاکوب ساموئل قهرمان است، زیرا می‌داند

20