مردم ما بهطور کامل در جریان تمام این مسائل قرار خواهند گرفت.
ما نه دیگران را غافلگیر میکنیم و نه گمراه، همانطور که خودمان را نیز فریب نخواهیم داد.
همه چیز باید از پیش به شکلی نظاممند حلوفصل شود. من صرفاً این طرح را ارائه میدهم: تیزبینترین متفکران ما در پروراندن آن با یکدیگر همکاری خواهند کرد. هر دستاورد اجتماعی و فنی عصر ما و عصر پیشرفتهتری که پیش از تکمیل اجرای کُندِ طرح من به آن دست خواهیم یافت، باید در این راه به کار گرفته شود. هر اختراع ارزشمندی که اکنون وجود دارد یا در آینده پدید خواهد آمد، باید مورد استفاده قرار گیرد. با این ابزارها، میتوان کشوری را اشغال کرد و دولتی را به شیوهای که تاکنون در تاریخ بیسابقه بوده، و با امکاناتی برای موفقیت که هرگز پیش از این رخ نداده است، بنیان نهاد.
قانون اساسی
یکی از کمیسیونهای بزرگی که انجمن باید تعیین کند، شورای حقوقدانان دولت خواهد بود. این شورا باید بهترین، یعنی بهترین قانون اساسی مدرنِ ممکن را تدوین نماید. من معتقدم که یک قانون اساسی خوب باید ماهیتی نسبتاً منعطف داشته باشد. در اثری دیگر، به تفصیل توضیح دادهام که چه نظامهای حکومتیای را بهترین میدانم. به نظر من، سلطنت دموکراتیک و جمهوری اشرافی، عالیترین اشکال دولت هستند؛ زیرا در آنها، شکل دولت و اصلِ حکومت در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند و بدینسان، توازنی حقیقی در قدرت ایجاد میکنند. من از طرفداران سرسخت نهادهای سلطنتی هستم، چرا که این نهادها امکان تداوم سیاست را فراهم میآورند و نمایندهی منافع خاندانی با پیشینهی تاریخیِ درخشان هستند که برای حکومتکردن زاده و تربیت شدهاند و آرزوهایشان با بقای دولت گره خورده است. اما تاریخ ما چنان دستخوش انقطاع طولانی شده است که نمیتوانیم بدون آنکه خود را در معرض اتهامِ پوچی قرار دهیم، برای برقراریِ تداومِ مستقیمِ اشکالِ کهنِ قانون اساسی تلاش کنیم.
دموکراسیای که فاقد موازنهای سودمند از سوی یک حاکم باشد، در ستایش و نکوهش به افراط میگراید، به بحثهای بیهوده در پارلمانها متمایل میشود و آن طبقه ناخوشایند از مردان، یعنی سیاستمداران حرفهای، را پدید میآورد. ملتها همچنین در حال حاضر واقعاً برای دموکراسیِ نامحدود مناسب نیستند و در آینده نیز روزبهروز کمتر برای آن مناسب خواهند بود. زیرا یک دموکراسیِ ناب، پیشفرضِ غلبهی آداب و رسوم ساده را