CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 7 of 119
Table of Contents

مقدمه

کنش ملی بود و از این رو، ناچار بود آن را از طریق نیکوکاری بیافریند. او از تخیلی به‌غایت خلاق و چابک برخوردار بود. ایده‌ها را می‌سنجید، آن‌ها را سبک‌سنگین می‌کرد، کنار می‌گذاشت، تأمل می‌کرد، در آن‌ها بازنگری می‌نمود، می‌کوشید تناقضات را آشتی دهد و سرانجام به آنچه در آن لحظه برایش سنتزی از مسئله بود دست می‌یافت؛ سنتزی که به نظرش هم با عقل سازگار بود و هم با احساس.

بدیهی است که «دولت یهود» یک قطعیت جزمی نبود. بیشتر طرح‌های اسکان و مهاجرت، بداهه‌پردازی هستند. این جزوه، یک برنامه صلب یا یک نقشه‌ی راه نبود. توصیف یک آرمان‌شهر هم نبود، اگرچه بخش‌هایی از آن چنین تصوری را ایجاد می‌کند. این اثر، سرنوشتی را نشان می‌داد اما در بندِ خطی خشک و انعطاف‌ناپذیر نبود. این اثر، روشنگرِ اندیشه‌ای پویا بود و آن نور را با این امید دنبال می‌کرد که شاید به سرانجام برسد. در آن، جایی برای کج‌راهه‌ها و دگرگونی‌ها وجود داشت. همان‌طور که او می‌دانست، قرار بود این اثر نه توسط نویسنده‌اش، بلکه توسط مردم یهود در مسیرشان به سوی آزادی، بازنویسی شود.

در واقع، این طرح از همان لحظه‌ای که جنبش صهیونیستی بر مبنایی بین‌المللی سازمان‌دهی شد، مورد بازنگری قرار گرفت. «انجمن یهودیان» به سازمان صهیونیستی تبدیل شد، با اساسنامه، تشریفات، شور و هیجان عمومی و جنجال‌های خاص خود. «شرکت یهودی» به بانک تبدیل شد؛ سپس به‌طور مشخص‌تر، به «تراست استعماری یهود» و بعدها به «بانک آنگلو-پالستاین» تغییر یافت. توصیف گستور (کارگزار) که در فصل پایانی جزوه آمده، دیگر هرگز تکرار نشد، اما در عمل در ایدهٔ «دولت در حال تکوین» ادغام گردید. جانشین قانونی آن، «آژانس یهود» است که در قیمومت فلسطین به آن اشاره شده است. او ابتدا تحت تأثیر این ایده بود که راه رسیدن به منشور از طریق سلطان می‌گذرد و سلطان نیز تحت تأثیر قیصر ویلهلم قرار خواهد گرفت. اما چون هر دو پادشاه او را ناامید کردند، به انگلستان و جوزف چمبرلین روی آورد و به پیشنهاد اوگاندا رسید. این تنها موفقیت سیاسی هرتصل بود، اگرچه این پروژه در عمل توسط کنگره صهیونیستی رد شد. اما این برخورد با انگلستان، سابقه‌ای بود که به گمانه‌زنی‌های بسیاری در محافل صهیونیستی منجر شد و مسیر اندیشهٔ صهیونیستی را از آلمان و ترکیه منحرف کرد. این امر الهام‌بخش دکتر حییم وایزمن شد تا انگلستان را برای اقامت برگزیند، با این هدف صریح که همدلی انگلیسی‌ها را برای آرمان صهیونیسم جلب کند. جانشین جوزف چمبرلین، آرتور جیمز بالفور بود. زمانی که هرتصل درِ خانهٔ چمبرلین را گشود، صهیونیسم دسترسی آسان‌تری به انگلستانِ دوران بالفور پیدا کرد.

7