لرد کرومر نسبت به او بسیار سرد شده بود. او گزارش کلی کمیسیون را دریافت کرد که در آن آمده بود: «در شرایط کنونی، این سرزمین برای مهاجران کشورهای اروپایی کاملاً نامناسب است، اما اگر آبیاری کافی صورت گیرد، شرایط کشاورزی، بهداشتی و اقلیمی بهگونهای است که بخشی از این سرزمین که در حال حاضر بیابان است، میتواند پذیرای جمعیت قابلتوجهی باشد.»
درخواست این امتیازنامه به توصیه لرد کرومر و با بهرهگیری از یک وکیل بلژیکی سرشناس به عنوان نماینده حقوقی، توسط هرتصل ارائه شد. دولت مصر با کلیات این امتیازنامه موافق نبود. هرتصل در ۲۳ آوریل به دیدار چمبرلین رفت که تازه از سفر آفریقایی خود بازگشته بود. چمبرلین به گزارش هرتصل درباره فعالیتهای کمیسیون گوش فرا داد. هر دو، این گزارش را نامطلوب ارزیابی کردند. سپس چمبرلین چنین اظهار داشت:
در سفرهایم کشوری را برای تو دیدم، اوگاندا. در سواحل آن هوا گرم است، اما در نواحی داخلی، آبوهوا برای اروپاییها عالی است. میتوانی پنبه و نیشکر بکاری. با خودم فکر کردم، این دقیقاً همان کشوری است که برای دکتر هرتزل مناسب است. اما او فلسطین را میخواهد و تنها به حوالی آن نقلمکان خواهد کرد.
این نخستین اشاره به اوگاندا بود که به کانون توجه محافل صهیونیستی بدل شد.
به هرتزل گفته شد که دولت مصر این طرح را رد خواهد کرد. مشخص شد که این منطقه به پنج برابر آبی که در ابتدا برآورد شده بود، نیاز دارد. دولت مصر نمیتوانست اجازه دهد چنین حجمی از آب از رود نیل منحرف شود.
تلاش برای جلب مداخله چمبرلین در امور مصر موفقیتآمیز نبود. چمبرلین گفت: «در این صورت، اوگاندا چطور است؟» قرار شد خودمختاری اعطا شود. فرماندار قطعاً میتوانست یک یهودی باشد. اگرچه این موضوع در حیطه اختیارات وزارت امور خارجه بود، اما او آن را تحت نظارت خود در وزارت مستعمرات قرار میداد. آن سرزمین،
دارایی دائمی شرکتی استعمارگر میشد که بدین منظور ایجاد شده بود. پس از پنج سال، به ساکنان خودمختاری کامل داده میشد. نام این سکونتگاه قرار بود «فلسطین جدید» باشد.
هرتزل برای دریافت پاسخ از دولت اصرار میورزید تا بتواند این طرح را در کنگره صهیونیستی مورخ ۱۴ اوت ۱۹۰۳ ارائه دهد. پیشنهاد رسمی از سوی سِر کلمنت هیل،