سرمایهی غیرفعال و راکد، چنین بازدهیِ رو به کاهشی دارد، اما سرمایهی فعال، بازدهیای شگفتانگیز و فزاینده به بار میآورد. مسئلهی اجتماعی در همین نکته نهفته است.
آیا من حقیقتی را بیان میکنم؟ من ثروتمندترین یهودیان را به شهادت صدق گفتارم میطلبم. چرا آنها به صنایع بسیار متنوعی میپردازند؟ چرا مردان را برای کار به اعماق زمین میفرستند تا در میان خطرات هولناک، برای دستمزدی ناچیز زغالسنگ استخراج کنند؟ من نمیتوانم تصور کنم که این کار، حتی برای مالکان معادن، خوشایند باشد. چرا که باور ندارم سرمایهداران بیرحم باشند، و ادعای چنین باوری را هم ندارم. میل من نه دامن زدن به اختلافات، که هموار کردن آنهاست.
آیا لازم است پدیدهٔ انبوه جمعیت و تمرکز آنان بر نقطهای خاص را با ارجاع به زیارتهای مذهبی تصویر کرد؟
من نمیخواهم با کلماتی که ممکن است به اشتباه تفسیر شوند، به احساسات مذهبی کسی لطمه بزنم.
من تنها به اختصار به زیارتهای مسلمانان به مکه، زیارتهای کاتولیکها به لورد، و بسیاری مکانهای دیگر که مردمان از آنجا با دلی آرامگرفته از ایمان بازمیگردند، و نیز به «ردای مقدس» در ترییر اشاره میکنم. بدینسان، ما نیز کانونی برای نیازهای عمیق مذهبی مردممان ایجاد خواهیم کرد. روحانیون ما پیش از همه ما را درک خواهند کرد و در این راه با ما همراه خواهند بود.
ما میگذاریم هر کس رستگاری را به شیوهٔ خاص خود «در آن سو» بیابد. فراتر و پیش از همه، ما برای گروه جاودانِ آزاداندیشانمان جا باز خواهیم کرد؛ کسانی که پیوسته در حال فتح سنگرهای جدید برای بشریت هستند.
هیچ نیرویی بیش از آنچه برای حفظ دولت و نظم ضرورت دارد، بر کسی اعمال نخواهد شد؛ و این نیروی لازم، نه توسط یک یا چند مرجع متغیر، بلکه به شکلی خودسرانه تعیین نمیگردد؛ بلکه با قوانینی آهنین تثبیت خواهد شد.
حال، اگر مثالهایی که زدم باعث شود مردم به این نتیجه برسند که تودهها تنها بهطور موقت به کانونهای ایمان، تجارت یا سرگرمی جذب میشوند، پاسخ به اعتراض آنها ساده است. در حالی که هر یک از این اهداف به تنهایی قطعاً تنها تودهها را جذب میکرد،