دارد، حال آنکه آداب و رسوم ما با رشد تجارت و افزایش فرهنگ، هر روز پیچیدهتر میشود. مونتسکیوی خردمند گفت: «نیروی محرکهی دموکراسی، فضیلت است.» و این فضیلت، یعنی این فضیلت سیاسی، کجا یافت میشود؟ من به فضیلت سیاسیمان باور ندارم؛ نخست، زیرا ما بهتر از باقی بشریتِ مدرن نیستیم؛ و دوم، زیرا آزادی باعث میشود که در ابتدا خوی ستیزهجوی خود را نشان دهیم. من همچنین حلوفصل مسائل از طریق همهپرسی را شیوهای نامطلوب میدانم، زیرا هیچ مسئلهی سیاسی سادهای وجود ندارد که بتوان تنها با «آری» یا «نه» به آن پاسخ داد. تودهها حتی بیش از پارلمانها مستعد آناند که با عقاید بدعتآمیز گمراه شوند و تحت تأثیر لفاظیهای پرشور قرار گیرند. تدوین یک سیاست داخلی یا خارجیِ خردمندانه در یک مجمع عمومی، ناممکن است.
سیاست باید در طبقات بالا شکل بگیرد و به سمت پایین جریان یابد. اما هیچ عضوی از دولت یهود تحت ستم نخواهد بود؛ هر فردی قادر خواهد بود و آرزو خواهد داشت که در آن ترقی کند. بدین ترتیب، گرایشی عظیم به سوی تعالی در میان مردم ما پدید خواهد آمد؛ هر فرد با تلاش برای ارتقای خویش، کل پیکره شهروندان را نیز ارتقا خواهد داد. این صعود، شکلی طبیعی به خود خواهد گرفت که هم برای دولت سودمند است و هم در خدمت آرمان ملی.
از این رو، من به یک جمهوری اشرافی تمایل دارم. این امر روحیه جاهطلبانه مردم ما را که اکنون به غروری حقیرانه بدل شده است، ارضا خواهد کرد. بسیاری از نهادهای ونیز از ذهنم میگذرد؛ اما باید بهدقت از هر آنچه موجب سقوط ونیز شد، پرهیز کرد. ما از اشتباهات تاریخی دیگران، همانگونه که از اشتباهات خود میآموزیم، درس خواهیم گرفت؛ چرا که ما ملتی مدرن هستیم و میخواهیم مدرنترین ملت در جهان باشیم. مردم ما که کشور جدید را از «انجمن» دریافت میکنند، قانون اساسی جدیدی را نیز که به آنها عرضه میشود، با سپاسگزاری خواهند پذیرفت. اگر مخالفتی بروز کند، انجمن آن را سرکوب خواهد کرد. انجمن نمیتواند اجازه دهد که اعمال وظایفش توسط افراد کوتهفکر یا بدخواه تفسیر شود.
زبان
ممکن است گفته شود که فقدان یک زبان رایج مشترک، مشکلاتی را پدید خواهد آورد. ما نمیتوانیم به زبان عبری با یکدیگر گفتگو کنیم. چه کسی در میان ما آنقدر با زبان عبری آشنایی دارد که بتواند بلیت قطار خود را به آن زبان درخواست کند؟ چنین کاری ممکن نیست. با این حال، این مشکل بهسادگی قابلحل است. هر کس میتواند زبانی را که