CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 108 of 119
Table of Contents

V. جامعه یهودیان و دولت یهود

از ملاحظات پیشین، به‌طور طبیعی استنتاج خواهد شد که ما مجرمان یهودی را با آمادگی بیشتری نسبت به هر دولت دیگری تحویل خواهیم داد، تا زمانی که بتوانیم قانون کیفری خود را بر همان اصولی که هر ملت متمدن دیگری اجرا می‌کند، به اجرا درآوریم. بنابراین، یک دوره گذار وجود خواهد داشت که در آن، ما مجرمان خود را تنها پس از تحمل مجازات‌های مقتضی خواهیم پذیرفت. اما پس از جبران مافات، آن‌ها بدون هیچ‌گونه محدودیتی پذیرفته خواهند شد، زیرا مجرمان ما نیز باید زندگی تازه‌ای را آغاز کنند.

بدین ترتیب، مهاجرت ممکن است برای بسیاری از یهودیان به بحرانی با فرجامی نیک بدل شود. شرایط نامساعد بیرونی که شخصیت بسیاری را تباه می‌سازد، از میان خواهد رفت و این دگرگونی ممکن است برای بسیاری از کسانی که راه گم کرده‌اند، به معنای رستگاری باشد.

در اینجا مایلم به اختصار داستانی را بازگو کنم که در شرحی از معادن طلای ویتواترزرند به آن برخوردم. روزی مردی به رند آمد، در آنجا ساکن شد و به کارهای گوناگونی دست زد، به جز معدن‌کاوی طلا، تا اینکه کارخانه‌ی یخ‌سازی تأسیس کرد که رونق گرفت. او به‌زودی به خاطر درست‌کاری‌اش مورد احترام همگان قرار گرفت، اما پس از چند سال ناگهان دستگیر شد. او در فرانکفورت به عنوان بانکدار مرتکب اختلاس‌هایی شده، از آنجا گریخته و زندگی تازه‌ای را با نامی مستعار آغاز کرده بود. اما هنگامی که او را به عنوان زندانی می‌بردند، محترم‌ترین افراد شهر در ایستگاه حاضر شدند، با گرمی با او وداع کردند و گفتند «به امید دیدار» — چرا که یقین داشتند او بازخواهد گشت.

چه بسیار نکته‌ها که این داستان آشکار می‌سازد! یک زندگی نو می‌تواند حتی مجرمان را نیز احیا کند، و ما به نسبت، شمار اندکی از این افراد داریم. مطالعه‌ی برخی آمار جالب در این باب ارزشمند است؛ آماری با عنوان «بزهکاری یهودیان در آلمان» به قلم دکتر پی. ناتان از برلین، که از سوی «انجمن دفاع در برابر یهودستیزی» مأمور شده بود تا مجموعه‌ای از آمارها را بر اساس گزارش‌های رسمی گردآوری کند. حقیقت این است که این جزوه، که سرشار از ارقام است، همچون بسیاری از «دفاعیه‌های» دیگر، برآمده از این خطاست که یهودستیزی را می‌توان با استدلال‌های عقلانی رد کرد. ما احتمالاً همان‌قدر که به خاطر خطاهایمان مورد انزجاریم، به خاطر استعدادهایمان نیز مورد بی‌مهری هستیم.

108