CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 25 of 119
Table of Contents

تئودور هرتصل

راهکاری مدرن جهت حل مسئله یهود. دِر یودن‌اشتات* را می‌توان به‌حق اثر زندگی هرتزل نامید؛ جهان‌بینی او، دیدگاه‌هایش درباره دولت، درباره ملت یهود، و درباره علم و فناوری، آن‌گونه که دیدیم تا سی و پنج سالگی‌اش تکامل یافته‌اند، همگی در این کتاب متمرکز شده‌اند.

«دولت یهود» در شمارگان سه‌هزار نسخه منتشر شد. این کتاب توسط محافل کوچکی در پایتخت‌های مختلف اروپا خوانده شد. نسخه‌هایی از آن برای شخصیت‌های برجسته مطبوعاتی و سیاسی ارسال گردید. این اثر به‌زودی به چندین زبان ترجمه شد. هرتسل نامه‌های بسیاری از نویسندگان و دولتمردان دریافت کرد که در آن‌ها از این اثر ستایش شده بود. اما مطبوعات عمومی آلمان، به‌ویژه مطبوعات تحت کنترل یهودیان، رویکردی منفی اتخاذ کردند. تعدادی از روزنامه‌نگاران به «ماجراجویی» اشاره کردند که می‌خواهد نخست‌وزیر یا پادشاه یهودیان شود. هیچ اشاره‌ای به «دولت یهود» در «نویه فرایه پرسه» (Neue Freie Presse)، نه در آن زمان و نه هرگز، نشد. «آلگماینه

سایتونگ» (Algemeine Zeitung) وین نوشت که صهیونیسم جنونی برخاسته از ناامیدی است؛ «آلگماینه سایتونگ» مونیخ نیز آن را رویای خیالیِ یک فویلتون‌نویس (نویسنده مقالات ادبی) توصیف کرد که ذهنش بر اثر شور و شوق یهودی مشوش شده است.

هرتصل بر توده‌های یهودی تأثیری شگرف نهاد. او برای یهودیان اروپای شرقی همچون چهره‌ای عرفانی جلوه‌گر شد که از دل گذشته سر برآورده است. اطلاعات چندانی از جزوه او در دست نبود، چرا که سانسور در روسیه مانع از ورود آن به کشور می‌شد. تنها عنوان آن بود که توجهشان را جلب کرد و داستان‌هایی که درباره هرتصل—آن یهودی غربی که به سوی قوم خود بازگشته بود—نقل می‌شد، قلب‌هایشان را تسخیر کرد و تخیلشان را برانگیخت. یکی از انجمن‌های صهیونیستی گالیسی از او به عنوان رهبری استقبال کرد که همچون موسی، از مدیان بازگشته بود تا یهودیان را رهایی بخشد. ماکس نوردو، آن منتقد ویرانگر هنر و ادبیات، چنان شیفته شد که آن جزوه را یک مکاشفه توصیف کرد. ریچارد بیر-هافمن، شاعر، در نامه‌ای به هرتصل نوشت: «سرانجام مردی دوباره ظهور کرد که یهودیت خود را نه با تسلیم، گویی که باری گران یا مصیبتی باشد، بلکه با افتخار به عنوان وارث قانونی فرهنگی دیرینه بر دوش می‌کشد.»

برای هرتصل روشن شد که باید در کاری که در «دولت یهود» مطرح کرده بود، نقشی فعال ایفا کند. او دیگر احساس نمی‌کرد که تنهاست. تمایلی نداشت که در جایگاه‌های

25