CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 12 of 119
Table of Contents

تئودور هرتصل

شاید این دوره (دوره بار میتصوای او) که با بیداری دوباره‌ی حساسیت‌های یهودی، واکنشِ شدیدتر نسبت به انتظارات بزرگترها، و علاقه‌ی فزاینده به مطالعات تاریخی یهود همراه بود، همان دوره‌ای باشد که رؤیای یک زندگی وقف‌شده به آن تعلق داشت. همچنین تقریباً قطعی است که برای رویداد بزرگ بار میتصوا، پدربزرگِ پیر از «زملین» به «پست» آمد. باز در همین حدود زمانی بود که «آلکالای»، آن صهیونیستِ پیشگام و تقریباً فراموش‌شده، در سفر نهایی خود به فلسطین از وین و بوداپست گذشت. فارغ از اینکه هر یک از این شرایط تأثیر مستقیمی بر آن پسر داشته باشد یا نه، کل این مجموعه، بار میتصوای او را با انگاره‌ی رسالتِ زندگی‌اش احاطه می‌کند و بی‌تردید، فرصتی برای بیداریِ احساسِ وقفِ خویش به یک کارزار بزرگ در او فراهم آمد.

توجه، انرژی و زمانی که هرتصل در پانزده‌سالگی صرف ادبیات می‌کرد، غرق‌شدنش در خویشتن و فعالیتش در انجمن ادبی مدرسه، طبیعتاً به معنای آن بود که وقت بسیار کمتری به تکالیف مدرسه‌اش اختصاص می‌یافت. او اصلاً وقتی برای علوم پیدا نمی‌کرد؛ مسائل یهودیان نیز به همان ترتیب از دایره علایقش محو شد؛ او کاملاً غرق در فرهنگ ادبی آلمانی شده بود. این موضوع وقتی به یاد می‌آوریم که یهودستیزی پیوسته در حال افزایش بود، حیرت‌انگیزتر می‌شود. هرتصل در بزرگسالی به یاد می‌آورد که یکی از معلمانش در تعریف واژه «کافر» گفته بود: «مانند بت‌پرستان، مسلمانان و یهودیان.» فارغ از اینکه آیا این واقعه — چنان‌که خاطره هرتصل در بزرگسالی همواره بر آن تأکید داشت — او را بیش از حد تحمل خشمگین کرده بود، یا کارنامه‌های تحصیلیِ رو به وخامت، و یا هر دو عامل با هم، واقعیت این است که در ۴ فوریه ۱۸۷۵، هرتصل مدرسه فنی را ترک کرد.

در شانزده تا هجده‌سالگی در دبیرستان، او برای آنکه بتواند آنچه را که خود می‌خواست بگوید با وضوح بیشتری دریابد، با دشواری می‌کوشید تا اصول بنیادینِ انواعِ هنرهای ادبی را تعریف کند. او در فعالیت‌های «انجمن خودآموزی آلمانی» که توسط دانش‌آموزان مدرسه‌اش ایجاد شده بود، نقشی فعال و مشتاقانه داشت. دنیای یهودیان، که جایگاه فرودستش همواره غرور او را جریحه‌دار می‌کرد و جدایی‌طلبیِ لجوجانه‌اش در نظر او کاملاً بی‌معنا می‌نمود، بیش‌ازپیش از ذهنش دور می‌شد.

در هجده‌سالگی، پس از مرگ ناگهانی تنها خواهرش، خانواده به وین نقل‌مکان کردند؛ جایی که هرتسل به عنوان دانشجوی حقوق وارد دانشگاه شد. هرتسل که خود را فردی لیبرال و میهن‌پرست اتریشی می‌دانست، مشتاقانه در فعالیت‌های یک انجمن فرهنگی بزرگ دانشجویی غرق شد، در بحث‌های آن شرکت می‌کرد و شب‌های ادبی آن را هدایت

12