هر سو در معرض باد و بوران است بایستد، و آنجا هر رهگذری را خطاب قرار دهد و به او کالاهای تجملی، یا ماهی، یا میوه عرضه کند، دو فلورین، یا چهار فرانک یا چیزی مشابه آن دریافت خواهد کرد.»
چند نفر به آن تالار میرفتند؟ چند روز میتوانستند دوام بیاورند، آنگاه که گرسنگی آنها را به آنجا میکشاند؟ و اگر دوام میآوردند، چه انرژیای از خود نشان میدادند تا رهگذران را به خرید ماهی، میوه و کالاهای تجملی ترغیب کنند؟
ما به شیوهای دیگر دست به کار خواهیم شد. در مکانهایی که تجارت در آنها پررونق است، و ما این مکانها را آسانتر از هر کسی خواهیم یافت، چرا که خودمان تجارت را به هر سو که بخواهیم هدایت میکنیم، در این مکانها تالارهایی بزرگ بنا خواهیم کرد و آنها را بازار مینامیم. این تالارها ممکن است بدساختتر و ناسالمتر از آنهایی باشند که پیشتر ذکر شد، و با این حال مردم به سوی آنها سرازیر خواهند شد. اما ما تمام تلاش خود را به کار خواهیم بست و آنها را بهتر و زیباتر از تالارهای نخستین خواهیم ساخت. و مردم، که ما به آنها هیچ وعدهای نداده بودیم، چرا که نمیتوانیم بدون فریب دادنشان وعدهای بدهیم، این کسبه شریف و تیزبین، با شادمانی پرجنبوجوشترین مراودات تجاری را پدید خواهند آورد. آنها خستگیناپذیر برای خریداران سخنرانی خواهند کرد؛ سر پا خواهند ایستاد و به ندرت به خستگی فکر خواهند کرد. سپیدهدم شتابان راهی خواهند شد تا نخستین کسانی باشند که به محل میرسند؛ آنها اتحادیهها، کارتلها و هر چیزی که لازم باشد تشکیل خواهند داد تا کسب روزی را بیوقفه ادامه دهند. و اگر در پایان روز دریابند که تمام تلاش سختشان تنها ۱ فلورین، ۵۰ کرویزر، یا ۳ فرانک، یا مبلغی مشابه به بار آورده است، باز هم امیدوارانه به روز بعد چشم خواهند دوخت، روزی که شاید بخت بهتری برایشان به ارمغان آورد.
ما به آنها امید بخشیدهایم.
آیا کسی میپرسد که این تقاضایی که بازار را میآفریند، از کجا میآید؟ آیا واقعاً لازم است دوباره به آنها گفت؟
من خاطرنشان کردم که به واسطهی سیستم «کمک از طریق کار» (Assistance par le Travail)، بازدهی میتواند پانزده برابر شود. یک میلیون، پانزده میلیون تولید خواهد کرد؛ و هزار میلیون، پانزده هزار میلیون.
شاید این امر در مقیاسی کوچک صادق باشد؛ اما آیا در مقیاسی بزرگ نیز چنین است؟ سرمایه یقیناً بازدهیای به دست میدهد که به نسبت معکوس رشد خود، کاهش مییابد.