CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 17 of 119
Table of Contents

تئودور هرتصل

در آستانه سال ۱۸۹۲-۹۳، شفاف‌سازی تندی در افکار او پدید آمد. او بحث‌های طفره‌آمیز در «رایشس‌تاگ» اتریش را از نزدیک دنبال کرده بود؛ بحث‌هایی که با تبدیل مسئله به موضوعی مذهبی، همواره از واقعیت می‌گریختند. هرتصل اعلام کرد: «این دیگر یک

مسئله کلامی نیست - و مدت‌هاست که نبوده است. این موضوع هیچ ربطی به دین و وجدان ندارد. افزون بر این، همه این را می‌دانند. مسئله یهود نه ملی‌گرایانه است و نه مذهبی. این یک مسئله اجتماعی است.»

سپس تابستان ۱۸۹۴ فرارسید و در پایان آن، هرتسل به تعطیلاتی که به‌شدت به آن نیاز داشت، رفت. او ماه سپتامبر را در بادن، نزدیکی وین، در همراهی با همکارش در بخش مقالات ادبی روزنامه نویه فرایه پرسه، لودویگ اشپایدل، گذراند. هرتسل یادداشتی از گفتگوی آن‌ها بر جای گذاشته است. آنچه او به اشپایدل گفت، کم‌وبیش همان چیزی بود که سال‌ها پیش، پس از خواندن آثار دورینگ، احساس کرده بود. او اصل اتهام یهودستیزانه مبنی بر پیوند یهودیان با پول را پذیرفت؛ اما از یهودیان به‌عنوان قربانیان یک روند تاریخی طولانی دفاع کرد که خود در آن نقشی نداشتند. «این تقصیر ما نیست، تقصیر یهودیان نیست که خود را ناچار می‌بینیم در نقش پیکره‌های بیگانه در میان ملت‌های گوناگون جای بگیریم. گتو، که ساخته‌ی دست ما نبود، ویژگی‌های ضداجتماعی خاصی را در ما پروراند... شخصیت اصیل ما نمی‌توانسته چیزی جز باشکوه و سرافراز باشد؛ ما مردانی بودیم که می‌دانستیم چگونه با جنگ روبه‌رو شویم و چگونه از دولت دفاع کنیم؛ اگر از آغاز چنین موهبت‌هایی نداشتیم، چگونه می‌توانستیم دو هزار سال آزار و تعقیب بی‌وقفه را تاب بیاوریم؟»

در آن زمان هرتزل با راه‌حل صهیونیستی مواجه شد و آن را قاطعانه رد کرد. او در بحث پیرامون رمان زن کلود اثر دوما پسر، درباره یکی از شخصیت‌های آن می‌گوید: «دانیل، یهودیِ نیک، می‌خواهد سرزمین مادری نژادش را دوباره بیابد و برادران پراکنده‌اش را در آن گرد آورد. اما مردی چون دانیل قطعاً می‌داند که سرزمین مادری تاریخی یهودیان دیگر هیچ ارزشی برای آنان ندارد. جست‌وجوی موقعیت جغرافیایی این سرزمین، کودکانه است. و اگر یهودیان روزی واقعاً به "خانه بازمی‌گشتند"، روز بعد درمی‌یافتند که به یکدیگر تعلق ندارند. آنان قرن‌هاست که در ملیت‌های گوناگون ریشه دوانده‌اند؛ آنان گروه به گروه با یکدیگر تفاوت دارند؛ تنها وجه اشتراکشان فشاری است که آنان را کنار هم نگه می‌دارد. همه مردمان تحقیرشده، ویژگی‌های یهودی دارند و به‌محض اینکه فشار برداشته شود، همچون انسان‌های رهاشده واکنش نشان می‌دهند.»

17