موافقت کنند؛ به شرطی که «صندوق بارون دو هیرش» مبلغ ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ پوند برای این طرح در اختیار او بگذارد؛ و بارون ادموند دو روتشیلد به عضویت کمیته اجرایی «انجمن یهودیان» پیشنهادی درآید. این شرایط در آن زمان خیالی بود و هرتزل نتوانست آنها را برآورده کند.
او به پاریس رفت و با بارون ادموند گفتگو کرد. بارون ادموند از هرتسل مسنتر بود و در حضور منتقدی آرام که تمام اقدامات او برای اسکان یهودیان در فلسطین را زیر سؤال میبرد، احساس ناراحتی میکرد. هرتسل در نظر او فردی پرشور و بیانضباط جلوه میکرد. بارون ادموند باور نداشت که ایجاد شرایط سیاسی مساعد برای مهاجرت دستهجمعی یهودیان ممکن باشد. حتی اگر چنین چیزی ممکن بود، مهاجرت کنترلنشدهی تودهها به فلسطین، پیامدش پیاده کردن دهها هزار یهودی بود که جامعهی کوچک یهودیان در فلسطین میبایست آنها را تغذیه کرده و از ایشان مراقبت میکرد. او به ایدهی خود مبنی بر اسکان تدریجی که جلبتوجه نکند و مراقب باشد تا خصومتی برانگیخته نشود، چسبیده بود. هر پاسخی که هرتسل میداد، به درِ بستهای میخورد. امتناع بارون ادموند از همکاری، قطعی بود.
این تصمیمی با اهمیت تاریخی بود. این تصمیم هرتصل را از این اندیشه که جنبش صهیونیستی باید بر پایه حمایت خیریه یهودیان بنا شود، بازگرداند. تمام امیدهای او در این
پیوند، با ارتباطاتی که در لندن و پاریس برقرار کرده بود، از میان رفت. امتناع بارون ادموند از همکاری، به معنای امتناع «صندوق بارون دو هیرش» و حلقه یهودیان سرشناس لندن نیز بود.
هرتزل با بیمیلی به این نتیجه رسید که تنها یک پاسخ برای این وضعیت وجود دارد. تودههای یهودی باید برای حمایت از جنبش صهیونیستی سازماندهی شوند.
سازمانی که او در ذهن داشت، یک سازمان دموکراتیک مردمی نبود. منظور او گردآوری «کادرهای» بالادستی بود تا مسئولیت سازماندهی تودهها برای مهاجرت بزرگ را بر عهده بگیرند. در عین حال، او میخواست به نیکوکاران ثابت کند که ایجاد یک سازمان مردمی امکانپذیر است. او احساس میکرد که آنها بهشدت تحت تأثیر گسترش یک جنبش مردمی فراگیر قرار خواهند گرفت. هر چه در آن زمان در اندیشه او میگذشت، تصمیمش برای روی آوردن به تودههای یهودی و دست کشیدن از اتکا به ثروتمندان، به سازماندهی جنبش صهیونیستی مدرن انجامید.