CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 42 of 119
Table of Contents

تئودور هرتصل

رئیس دائمی وزارت امور خارجه، مطرح شد. در این نامه قید شده بود که لرد لندزداون این مسئله را با همان علاقه‌ای بررسی کرده است که دولت اعلی‌حضرت همواره خود را ملزم به نشان دادن آن نسبت به هر طرح جدی برای بهبود وضعیت نژاد یهود می‌داند. زمان برای بررسی دقیق‌تر طرح و ارائه آن به نماینده بریتانیا در تحت‌الحمایه شرق آفریقا (اوگاندا) بسیار کوتاه بوده است. در ادامه نامه آمده است: «لرد لندزداون فرض را بر این می‌گیرد که بانک مایل است تعدادی از آقایان را به تحت‌الحمایه شرق آفریقا اعزام کند تا مشخص شود آیا در آن سرزمین زمینی مناسب برای هدف مورد نظر وجود دارد یا خیر؛ چنانچه چنین باشد، او با کمال میل به آن‌ها در جهت هماهنگی با نماینده اعلی‌حضرت برای بررسی شرایطی که اسکان می‌تواند تحت آن صورت گیرد، یاری خواهد رساند. در صورتی که منطقه‌ای یافت شود که بانک و نماینده اعلی‌حضرت آن را مناسب بدانند و دولت اعلی‌حضرت نیز آن را مطلوب تلقی کند، لرد لندزداون با خرسندی پیشنهادهای مربوط به ایجاد یک کلونی یا شهرک یهودی را تحت شرایطی که به نظر اعضا تضمین‌کننده حفظ آداب و رسوم ملی‌شان باشد، به دید مساعد بررسی خواهد کرد...»

سند با پیشنهادی ادامه می‌یافت که مشروط به موافقت مقامات ذی‌ربط، شامل فرمانداری یهودی و خودمختاری داخلی بود.

این نخستین پیشنهاد رسمی در ارتباط با جنبش صهیونیستی بود که هرتزل توانست به یک کنگره صهیونیستی ارائه دهد. هنگامی که نامه سِر کلمنت هیل در ششمین کنگره صهیونیستی در سال ۱۹۰۳ ارائه شد، جنبش صهیونیستی را به شدت دچار شکاف کرد. این نامه اکثریت قاطع صهیونیست‌ها در روسیه را در برابر هرتزل قرار داد و او ناچار شد در برابر حمله همه‌جانبه‌ای که پیش از برگزاری کنگره آغاز شده بود، از خود دفاع کند.

هنگامی که کنگره در فضایی سرشار از هیجان و مجادلات حزبی تشکیل شد، طرح اوگاندا در قالب قطعنامه‌ای رسمی ارائه گردید که خواستار تعیین هیئتی نُه‌نفره برای اعزام به شرق آفریقا جهت بررسی شرایط آن منطقه بود. تصمیم نهایی درباره گزارش این کمیته تحقیق، به کنگره‌ای ویژه واگذار شد. اگرچه آرا نشان‌دهنده اکثریت موافق با قطعنامه رسمی بود—نتیجه شمارش آرا ۲۹۵ رأی موافق، ۱۷۷ رأی مخالف و ۱۰۰ رأی ممتنع بود—اما بحث‌های پیرامون این قطعنامه، مخالفت گسترده‌ای را با این طرح آشکار ساخت. این طرح به مثابه رها کردن فلسطین به نفع یک انحراف از مسیر اصلی تلقی می‌شد.

42