CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 33 of 119
Table of Contents

تئودور هرتصل

نشریه را هدایت می‌کرد، اگرچه از پذیرش عنوان رسمی سردبیر و ناشر سر باز می‌زد. حجم کاری که او در ماه‌های پیش از کنگره انجام داد، حیرت‌انگیز بود. او کاملاً غرق در تمامی جنبه‌های کنگره شده بود. این مردِ قلم، خود را به عنوان یک مردِ عملِ تراز اول آشکار ساخت.

در ۲۹ اوت ۱۸۹۷، نخستین کنگره صهیونیستی نه در مونیخ، بلکه در بازل سوئیس تشکیل شد. اکثریت نمایندگان نخستین کنگره صهیونیستی که از سراسر جهان به بازل آمده بودند، برای نخستین بار هرتزل را دیدند. شمار کل نمایندگان در نخستین نشست، ۱۹۷ نفر بود.

نخستین اقدام کنگره، تصویب قطعنامه‌ای برای تشکر از سلطان ترکیه بود. سپس هرتصل برخاست و به سمت جایگاه سخنرانی رفت. او دیگر آن دکتر هرتصلِ شیک‌پوشِ وین، دیگر آن ادیبِ سهل‌انگار، منتقد و مقاله‌نویس نبود. چنان‌که یکی از گزارشگران نوشت: «او نواده‌ای از خاندان داوود بود که از میان مردگان برخاسته، و در هاله‌ای از افسانه، خیال و زیبایی پوشیده شده بود.» نخستین کلماتی که هرتصل بر زبان آورد چنین بود: «ما اینجا گرد آمده‌ایم تا سنگ بنای خانه‌ای را بگذاریم که قرار است پناهگاه ملت یهود باشد.» او تأکید کرد: «ما صهیونیست‌ها، برای حل مسئله یهود، نه به دنبال یک انجمن بین‌المللی، بلکه در پی یک گفتگوی بین‌المللی هستیم... ما هیچ ارتباطی با توطئه، مداخله پنهانی یا روش‌های غیرمستقیم نداریم. ما می‌خواهیم این مسئله را تحت نظارت افکار عمومیِ آزاد قرار دهیم.»

نخستین سخنرانی او در کنگره، حاوی ایده‌هایی بود که پیش‌تر در سخنرانی‌ها و مقالاتش بیان کرده بود، اما میان دیدگاه‌های مطرح‌شده در «دولت یهود» و نطقی که در نخستین نشست کنگره صهیونیستی ایراد شد، تفاوت بسیاری وجود داشت. سخنرانی دوم، بیانیه‌ای عمومی و سنجیده از کسی بود که می‌دانست نماینده‌ی ده‌ها هزار و شاید صدها هزار پیرو است. کلمات او نه کلام یک پیشگو، که سخن یک دولتمرد بود. تأثیری که بر جای گذاشت نیز تقریباً به همان اندازه عمیق بود. در همین کنگره بود که «برنامه‌ی بازل» به تصویب رسید... «صهیونیسم در پی آن است که برای مردم یهود، وطنی (یا سرزمینی) با به رسمیت‌شناسی عمومی و تضمین قانونی در فلسطین فراهم آورد.»

دومین وظیفه مهم نخستین کنگره، ایجاد یک سازمان بود. کنگره به‌عنوان «ارگان اصلی جنبش صهیونیستی» اعلام شد. مبنای حق رأی، پرداخت یک «شِکِل» بود که در آن زمان معادل بیست‌وپنج سنت ارزش داشت. قرار شد یک کمیته اجرایی با مقر دائمی در

33