CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 93 of 119
Table of Contents

IV. گروه‌های محلی

طبقات بالاتر و باز هم بالاتر، وسوسه خواهند شد که به آن سو بپیوندند. اعزام نخستین و فقیرترین مهاجران، با همکاری مشترک شرکت و انجمن صورت خواهد گرفت و احتمالاً از سوی انجمن‌های مهاجرتی و صهیونیستیِ موجود نیز حمایت مضاعف خواهد شد.

چگونه می‌توان گروهی از مردم را بدون دادن دستور مستقیم، به سمت نقطه خاصی هدایت کرد؟ نیکوکاران یهودی بزرگی هستند که می‌کوشند با آزمایش‌های صهیونیستی، از رنج‌های یهودیان بکاهند. این مسئله برای آنان نیز مطرح شد و گمان کردند که با دادن پول یا فراهم کردن وسایل اشتغال به مهاجران، آن را حل خواهند کرد. بدین‌سان، آن خیراندیشان گفتند: «ما به این افراد پول می‌دهیم تا به آنجا بروند.»

چنین شیوه‌ای کاملاً نادرست است و تمام پول‌های دنیا هم به هدف آن نخواهد رسید.

از سوی دیگر، شرکت خواهد گفت: «ما به آن‌ها پولی نخواهیم پرداخت، بلکه می‌گذاریم آن‌ها به ما پول بدهند. ما صرفاً مشوق‌هایی به آن‌ها پیشنهاد می‌کنیم تا بروند.»

یک تصویر خیالی، منظورم را روشن‌تر خواهد کرد: یکی از آن نیکوکاران (که او را «بارون» می‌نامیم) و من، هر دو می‌خواهیم در یک بعدازظهر داغ یکشنبه، جمعیتی را به دشت «لانشان» در نزدیکی پاریس بکشانیم. بارون با وعده‌ی ۱۰ فرانک به هر نفر، با صرف ۲۰۰,۰۰۰ فرانک، ۲۰,۰۰۰ نفر را که عرق‌ریزان و درمانده‌اند به آنجا می‌آورد؛ کسانی که او را به خاطر به زحمت انداختن‌شان نفرین خواهند کرد. در حالی که من این ۲۰۰,۰۰۰ فرانک را به عنوان جایزه برای سریع‌ترین اسب مسابقه تعیین می‌کنم—و آنگاه مجبور خواهم شد موانعی بگذارم تا مردم را از «لانشان» دور نگه دارم. آن‌ها برای ورود پول خواهند پرداخت: ۱ فرانک، ۵ فرانک، ۲۰ فرانک.

نتیجه‌اش این خواهد شد که من آن نیم میلیون جمعیت را به آنجا خواهم کشاند؛ رئیس‌جمهور جمهوری با کالسکه «آلا دومون» از راه خواهد رسید؛ و توده‌ها لذت خواهند برد و سرگرم خواهند شد. بیشترشان با وجود گرما و گرد و غبار، آن را قدم‌زدنی دلپذیر در هوای آزاد خواهند پنداشت؛ و من از دویست هزار فرانکی که خرج کرده‌ام، حدود یک میلیون از محل ورودی‌ها و مالیات بر قمار به دست خواهم آورد. من هر وقت که بخواهم همان جمعیت را به آنجا خواهم کشاند، اما بارون نخواهد توانست—به هیچ قیمتی.

نمونه‌ای جدی‌تر از پدیده توده‌ها را در جایی که مشغول کسب معاش هستند، ارائه می‌دهم. فرض کنید کسی بخواهد در خیابان‌های شهری فریاد بزند: «هر کس حاضر است تمام روز را در سرمای جانکاه زمستان، در گرمای عذاب‌آور تابستان، در تالاری آهنین که از

93