CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 9 of 119
Table of Contents

مقدمه

اگرچه در ابتدا مردی کم‌رو بود، اما در گام نهادن در راهروهای بزرگان و تحمل حقارت‌های یک خواهنده، درنگ نکرد. او به واسطه آن دوست و مسیحیِ برجسته، کشیش ویلیام اچ. هکلر، با دوک بزرگ بادن دیدار کرد؛ او به دیدار دولتمردان آلمانی، کنت تسو اویلنبورگ، وزیر امور خارجه، فون بولو و صدراعظم رایش، هوهنلوهه رفت؛ سپس با نزدیکان سلطان عبدالحمید و خودِ سلطان ملاقات کرد. او شخصیت‌های نمایش‌نامه‌اش را بر صحنه قرار داد. این طرح، بدهی‌های ترکیه و منافع آلمان در شرق را در بر می‌گرفت. این طرح همچنین شامل تحریک روس‌ها و دیدار با پاپ بود.

در ابتدا فعالیت‌های سیاسی او در مقام نویسنده‌ی جزوه‌ای تکان‌دهنده، و سپس به عنوان رهبر مردمش صورت می‌گرفت. او به رهبری خویش آگاه شد و نقشش را با وقاری باشکوه ایفا کرد. او در رفتار، سهل‌گیر و در آداب، بی‌نقص بود. او تصویری از شخصیتی شاهانه از خود بر جای گذاشت؛ ظاهر نجیبش، تردیدها و هراس‌هایش را پنهان می‌ساخت.

او با سلطان، شگفت‌انگیزترین بازی دیپلماسی را پیش برد. او بر این باور بود که به‌محض رسیدن به یک منافع مشترک، قادر خواهد بود بودجه لازم را تأمین کند، اگرچه در زمان گفتگو، هیچ‌گونه بودجه‌ای در اختیار نداشت. او که خود را با آن ترکِ حیله‌گر تطبیق داده بود، مجبور شد خواسته‌هایش را تغییر دهد و کاهش دهد؛ و سرانجام، هنگامی که به‌طرز خطرناکی به افشای حقیقت نزدیک شده بود، با تغییر جهتِ توجه سلطان به سمت فرانسوی‌ها و دریافت بودجه از آن‌ها، نجات یافت.

با قیصر ویلهلم، او به‌زودی دریافت که با شخصیتی بسیار نمایشی سروکار دارد که با شوری فراوان از برنامه‌ها و اهداف سخن می‌گفت، اما هیچ شهامتی نداشت و باورهایش در مواجهه با موانع، ذوب می‌شدند.

دنیایی که هرتسل با آن سروکار داشت، سپری شده است. امپراتوری عثمانی اکنون بخش کوچکی از خاور نزدیک را در اشغال دارد. استان‌های پیشین آن اکنون به دولت‌هایی «مستقل» بدل شده‌اند که در تکاپوی برقراری هماهنگی میان خود هستند و از کینه‌توزی نسبت به قوم یهودی که به وطن بازمی‌گردد، تغذیه می‌کنند. روش‌های دیپلماسی تغییر کرده است. بلند سخن گفتن دیگر نامتعارف نیست. در هر گردهمایی بین‌المللی، می‌توان انتظار صراحت و بی‌رحمی را داشت. اکنون بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود که در پسِ رهبران سیاسی، حاکمان، شاهزادگان و دولتمردان، توده‌های مردم در حال پیشروی‌اند و به‌زودی قادر خواهند بود کسانی را که روابط میان ملت‌ها را به بازی و قمار بدل کرده‌اند، کنار بزنند؛ کشمکشی برای قدرت که چون به دست آید، در پوچیِ غرور محو می‌شود.

9