CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 14 of 119
Table of Contents

تئودور هرتصل

هرگونه ابراز همدردی آشکار یا پنهان با چنین عقایدی سخن می‌گفت. اما او پیش‌تر به دلیل تندیِ زبان و دیدگاه‌های منحصر‌به‌فردش شناخته شده بود. بدین‌سان، او نه نظر آن اقلیتِ هم‌کیشِ خود را که عضو انجمن بودند جلب کرد و نه نظر توده‌ی دانشجویان ژرمن‌تبار را.

او از گزارش‌های روزنامه‌ها دریافته بود که مراسم بزرگداشت واگنر، که انجمن دانشجویی‌اش در آن شرکت داشت، به یک تظاهرات یهودستیزانه بدل شده است. بنابراین، انجمن او خود را با جنبشی هم‌سو کرده بود که او، به عنوان باورمند به آزادی، حتی اگر یهودی هم نبود، ناگزیر از محکوم کردنش بود. «بسیار روشن است که با محدودیتی که به خاطر یهودی بودنم دارم (در زمان ورود من به دانشگاه، این واژه هنوز رایج نبود)، امروز از پیوستن به انجمنی که احتمالاً عضویتم در آن رد می‌شد، خودداری می‌کردم؛ همچنین برای هر انسان شریفی باید روشن باشد که در چنین شرایطی، نمی‌توانم خواستار حفظ عضویتم باشم.» هرتسل از آن سازمان کناره‌گیری کرد.

در ۳۰ ژوئیه ۱۸۸۴، هرتسل در وین به عضویت کانون وکلا درآمد. دوران دانشجویی‌اش به پایان رسیده بود. عصر تازه‌ای برای او آغاز شد؛ عصری با این چالش که ثابت کند آیا در وجودش چیزی برای تثبیت و اعلام به جهانیان هست یا خیر.

در ماه اوت، او کار وکالت خود را در خدمت دولت آغاز کرد و به‌زودی به دادگاه سالزبورگ منتقل شد. اگرچه ممکن است در آن زمان چنان از یهودیت فاصله گرفته باشد که تنها غرور و احترامی شایسته برای احساسات والدینش، او را از غسل تعمید بازمی‌داشت، اما نمی‌توانست متوجه نباشد که به‌عنوان یک یهودی، سطوح عالی سلسله‌مراتب خدمات دولتی به رویش بسته خواهد بود. در ۵ اوت ۱۸۸۵، او از خدمت کناره‌گیری کرد، با این تصمیم که شهرت و ثروت را در مقام یک نویسنده جست‌وجو کند.

او سرشار از امید، سفری را آغاز کرد که قرار بود سرآغاز زندگی ادبی‌اش باشد. او به بلژیک و هلند سفر کرد و در برلین ارتباطات ارزشمندی برقرار ساخت و به نویسنده‌ای ثابت برای چندین روزنامه مهم بدل شد. بدین‌سان، دامنه ارتباطات و مناسبات او سال‌به‌سال گسترده‌تر شد و هنگامی که دوباره به سفر می‌رفت، مخاطبانی روز‌به‌روز وسیع‌تر در انتظار برداشت‌ها و مشاهدات او بودند.

در کتابی از فُیِتون‌های بازنشرشده‌ی هرتسل که در سال‌های نخست موفقیت او به عنوان روزنامه‌نگار منتشر شد، در مجموع هفت یا هشت سطر به یهودیان اختصاص یافته است. برداشت‌های او از گتوی رم: «چه بخار غلیظی در هواست، چه خیابانی! درها و پنجره‌های بی‌شمار، مملو از چهره‌های رنگ‌پریده و فرسوده‌ی بی‌شمار. گتو! این بیچارگان تنها به جرم وفاداری به آیین‌شان، با چه نفرت پست و مداومی مورد آزار قرار

14