CodalSearch this book — or all of Codal…⌘K
nydus/The Jewish StatePublic
Page 26 of 119
Table of Contents

تئودور هرتصل

عمومی ظاهر شود. او خجالتِ مردی را داشت که همیشه آنچه را برای گفتن داشت، می‌نوشت. همچنین احساس می‌کرد اگر افکارش تحت‌الشعاع حضور شخصی‌اش قرار گیرد، بیش از آنکه سودمند باشد، زیان‌بار خواهد بود. او از طریق مکاتبه، فعالیت‌های صهیونیستی را در لندن، پاریس، برلین و ایالات متحده به جریان انداخت. حجم نامه‌نگاری‌هایی که او به راه انداخت، عظیم بود.

او تصمیم گرفت که سه کار باید بی‌درنگ انجام شود. نخست، سازمان‌دهی «انجمن یهودیان» بود. دوم، ادامه فعالیت‌های دیپلماتیک در قسطنطنیه و میان قدرت‌های ذی‌نفع. سوم، ایجاد یک مطبوعات برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و آماده‌سازی توده‌های یهودی برای مهاجرت بزرگ.

از طریق کشیش هکلر، روحانی سفارت بریتانیا در وین، که به بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس باور داشت، هرتسل به دوک بزرگ بادن معرفی شد؛ مسیحی‌ای بسیار متدین که در محافل سیاسی صاحب نفوذ بود.

هرتزل قصد داشت از نفوذ آلمانی‌ها برای تأثیرگذاری بر سلطان و همدل‌تر کردن او با پیشنهادهای صهیونیستی استفاده کند. هرتزل به دوک بزرگ گفت که مایل است صهیونیسم

در حوزه فرهنگی منافع آلمان گنجانده شود. دوک بزرگ گفت که به نظر می‌رسد قیصر متمایل است مهاجرت یهودیان را تحت حمایت آلمان قرار دهد. قدرت‌های بزرگ به حفظ حقوق فراسرزمینی خاصی در امپراتوری عثمانی علاقه‌مند بودند. اگر آن‌ها اتباعی در هر بخشی از امپراتوری داشتند، ادعای حق حمایت از آن‌ها را فراتر از قوانین ترکیه مطرح می‌کردند. بنابراین، این علاقه قیصر به یهودیان نبود، بلکه گسترش حوزه قضایی آلمان در امپراتوری عثمانی بود که او را متقاعد کرد تا پذیرش یهودیان در فلسطین را برای آن هدف پیشنهاد کند. آلمان رابطه ویژه‌ای با ترکیه داشت. بیشتر قدرت‌های غربی آشکارا در حال بحث درباره تجزیه قریب‌الوقوع امپراتوری عثمانی بودند، اما آلمان با آن مخالف بود.

به هرتزل گفته شد که قیصر آمادگی دارد تا هنگام دیدار از فلسطین، او را در رأس هیئتی به حضور بپذیرد، اما هرتزل بی‌قرار بود که قیصر را بدون تأخیر ببیند. او پیشنهاد کرد که پیش از سفر به فلسطین، دیداری صورت گیرد تا قیصر بتواند در موقعیتی باشد که مسئله یهود را با سلطان در میان بگذارد. دوک بزرگ به هرتزل توصیه کرد که با کنت فیلیپ زو اولنبورگ، سفیر آلمان در وین، دیدار کند. به هرتزل فرصتی داده شد تا کنت اولنبورگ را در وین ببیند. هرتزل به او گفت که می‌خواهد اعلیحضرت امپراتور، سلطان را متقاعد کند تا مذاکرات با یهودیان را آغاز نماید.

26