شخصیتها، پرترهای از چهرههای واقعی هستند. هدف او این بود که یاد دوستان و مخالفانش را جاودانه کند.
«سرزمین کهن، سرزمین نوین» داستان یهودیای را روایت میکند که در سال ۱۸۹۸ از فلسطین بازدید میکند و سپس در سال ۱۹۲۳ دوباره بازمیگردد و میبیند که سرزمین موعود تحت تأثیر یهودیان توسعه یافته است. قلمرو آن در شرق و غرب رود اردن قرار دارد. سرزمین مردهی سال ۱۸۹۸، اکنون کاملاً زنده است. خالقان واقعی آن، مهندسان آبیاری بودند. فناوری به کار، شکلی نو بخشیده بود و نظام اجتماعی و اقتصادی جدیدی پدید آمده بود که «متقابلگرا» توصیف میشد؛ یک تعاونی عظیم، شکلی میانه میان فردگرایی و جمعگرایی. حیفا به یک شهر جهانی بدل شده بود. در اطراف شهر مقدس اورشلیم، حومههای مدرن، بلوارهای سایهدار و پارکها، مؤسسات آموزشی، مکانهای تفریحی و بازارها سر برآورده بودند؛ «شهری جهانی با روح قرن بیستم». در این سرزمین جدید، اعراب دوشادوش یهودیان در دوستی زندگی میکنند.
«آلتنویلند» (سرزمین کهننو) آن تأثیری را که هرتسل انتظار داشت، بر جای نگذاشت. این کتاب در درون جنبش صهیونیستی بیش از آنکه مفید باشد، زیانبار بود. بسیاری از دوستان هرتسل از اینکه رمان تا این حد از روح یهودی تهی بود، ناامید شدند. این رمان رستاخیز عبری را نادیده گرفته بود. رمان مذکور تندترین انتقادها را از سوی «آحاد هعام» برانگیخت.
در حالی که هرتسل غرق در فعالیتهای سیاسی بود، به پایتختهای اروپایی سفر میکرد، با شخصیتهای برجستهای که توجهشان را به صهیونیسم جلب کرده بود مکاتبه مینمود و گزارشهایی را به کنگره صهیونیستی یا کمیته اجرایی ارائه میداد و اغلب در کشمکش
خود با احزاب صهیونیستیِ در حال رشد با موقعیتهای بحرانی روبهرو میشد، سازمان صهیونیستی به تدریج به نهادی پذیرفتهشده در زندگی یهودیان بدل میگشت. این سازمان، تریبونی بینالمللی برای بحث درباره مسئله یهود بود. «صندوق ملی یهود» در چهارمین کنگره که در سال ۱۹۰۰ در لندن برگزار شد، تأسیس گردید. «تراست استعماری یهود» نیز سرانجام با دفتر مرکزی در لندن بنیان نهاده شد.
نخستین حزب صهیونیستی در کنگره، «فراکسیون دموکراتیک» به رهبری لئو موتسکین بود، اما دیری نپایید که حزب «میزراحی» و نطفههای یک حزب کارگری نیز به آن افزوده شدند. نه تنها سخنرانیهای پرشور دکتر نوردو، بلکه بسیاری از مجادلات نیز کنگرهها را «شکل میدادند». مسئله فرهنگی، موضوع همیشگی کنگره بود. همچنین